تمدن های جهان در عصر مفرغ (۳۰۰۰ تا ۲۲۰۰ پیش از میلاد)؛ از شاهکار جیرفت تا اهرام مصر و تمدنهای فراموششده قاره آمریکا
چشمهایتان را ببندید و تقویم را عقب بکشید. سال حدود ۲۵۰۰ پیش از میلاد است. هیچ مرز خطکشیشده، پاسپورت، ماهواره و چراغی وجود ندارد. اگر شبهنگام از مدار زمین به سیاره نگاه میکردید، زمین گوی تاریکی بود پوشیده از جنگلهای بکر و بیابانهای بیپایان؛ اما در چند نقطه مشخص، لکههای سرخ آتش شعله میکشیدند. این شعلهها، کورههای ذوب مس و قلع بودند؛ جایی که بشر یاد گرفت سنگ را رام کند، مایعی گداخته بسازد و جهان را از دوران استخوان و سنگ چخماق، پرتاب کند به عصر مفرغ.
بیایید نقشه عتیقه چرمی جهان را پهن کنیم. سفر را از شرقیترین نقطه طلوع خورشید آغاز میکنیم و گامبهگام با کاروانها و کشتیها به سمت غرب میرویم.
ایستگاه اول: شرق دور؛ غرّش رود وحشی و سفالهای سیاه (چین)
سفر ما در حاشیه رود زرد (هوانگ هو) آغاز میشود؛ رودی سهمگین و گلآلود که چینیها آن را هم «گهواره تمدن» مینامیدند و هم «مصیبت سرزمین».
اینجا دوره شکوفایی فرهنگ لونگشان (Longshan) است. تصویر را اینگونه ببینید: دهکدههایی محصور در دیوارهای قطور خشت کوبیدهشده که صدای کوبش چکشها برای محافظت در برابر سیلابهای وحشی لحظهای قطع نمیشود. چرخهای سفالگری با سرعتی باورنکردنی میچرخند و سفالگرانی با دستان آغشته به خاکستر، پیالههایی میسازند سیاه، براق و به نازکی پوسته تخممرغ؛ شاهکاری تکنولوژیک که حتی از مس گرانبهاتر بود. در کنار کورهها، جادوگران قبیله استخوانهای کتف گاو و لاک لاکپشتها را در آتش میاندازند؛ با ایجاد ترک روی استخوان، اراده ارواح نیاکان را میخوانند. نخستین جوانههای فلزکاری مفرغ در قالب خنجرها و زنگولههای تشریفاتی در مه صبحگاهی رود زرد جرقه میزند.
ایستگاه دوم: شبهقاره هند؛ امپراتوری بیتاجوتخت موهنجو-دارو و هاراپا
از جنگلهای شرقی عبور میکنیم و به جلگه سرسبز رود سند (پاکستان و شمال غرب هند امروز) میرسیم. تصویری که روبهروی ماست، شما را شوکه میکند: اینجا هیچ قصر باشکوهی برای فرعونها یا شاهان ستمگر دیده نمیشود؛ اینجا «بهشت مهندسان شهری» است.
وارد کوچه و پسکوچههای موهنجو-دارو میشویم. بوی نم آجر پخته و ادویههای کوبیدهشده در هوا پیچیده است. خیابانها کاملاً شطرنجی و عمود بر هم هستند. هر خانه دو طبقه، دارای حمام اختصاصی است و باورنکردنیتر از همه، آب پسماند از ناودانهای سفالی به مجاری فاضلاب سرپوشیدهای میریزد که در زیر سنگفرش خیابانها جریان دارد؛ شاهکاری از بهداشت عمومی که لندن و پاریس تا ۴۰۰۰ سال بعد خوابش را هم نمیدیدند!
در مرکز شهر، کارگران با پشمهای رنگشده و دانههای عقیق در کارگاهها نشستهاند و در کنار «آبانبار بزرگ» (The Great Bath)، مردمان برای شستوشوی آیینی تن به آب میزنند. تجار سند بستههای عقیق، عاج فیل و پارچههای نخی منقوش به مهرهایی با نماد تکشاخ و خطوط هنوز رمزگشایینشده را سوار بر قایقها میکنند تا به مقصدی در غرب بفرستند: سرزمینی به نام فلات ایران.
ایستگاه سوم: قلب تپنده فلات ایران؛ چهارراه جادویی شرق و غرب
از گردنههای صعبالعبور بلوچستان وارد خاک ایران میشویم؛ فلات ایران در عصر مفرغ نه یک برهوت، بلکه غنیترین انبار مواد خام و شلوغترین چهارراه بازرگانی دنیاست.
۱. جیرفت و هلیلرود؛ تمدن گمشده مارها و پلنگها
در کنار رودخانه پرآب هلیلرود، کارگاههای سنگتراشی شهر برپا است. صنعتگران با سنگهای صابونی تیره (کلوریت)، ظروفی میتراشند و روی آنها نقشهایی از نبرد حماسی پهلوانان با مارهای دوسر، عقابهای بالگشوده و پلنگهای خالدار حک میکنند. این ظروف لوکس، همان جنسی است که شاهان سومر در بینالنهرین مبالغ هنگفتی برای داشتنِ آن طلا میپردازند.
۲. شهر سوخته؛ کلانشهر علم و تجارت در سیستان
کمی به سمت شمال شرق میرویم، به دل هامون سرسبز آن روزگار: شهر سوخته. بادهای ۱۲۰ روزه خنکای دریاچه را به کارگاهها میآورد. اینجا شهری صلحآمیز است؛ نه اثری از دیوارهای جنگی هست و نه شمشیرهای خونین.
- وارد یکی از اتاقهای خشتی میشویم: جراحی با چاقوی تیز برنزی و آبستنی از گیاهان دارویی، جمجمه دختری ۱۴ ساله را جراحی میکند تا فشار مایع نخاعی را کاهش دهد و معجزه رخ میدهد: دختر زنده میماند و استخوان ترمیم میشود!
- در اتاق بغلی، زنی قدبلند و اشرافی آینهای مفرغی به دست دارد؛ در چشم چپ او، کرهای درخشان از قیر طبیعی و روکش طلا کار گذاشته شده است: کهنترین چشم مصنوعی جهان. روی میز کارش، یک خطکش از جنس آبنوس با دقت میلیمتری و اولین تختهنرد دستساز بشر با مهرههای سنگی قرار دارد.
۳. شوش و انشان؛ تمدن مقتدر ایلام و آتش کورههای لرستان
به سمت زاگرس پیش میرویم؛ صدای پتک آهنگران در کوههای لرستان طنینانداز است که زیباترین دهنههای اسب، تبرزینهای اساطیری و خنجرهای نذری را از آلیاژ بینقص مفرغ قالبگیری میکنند. در دشت خوزستان، شوش پایهگذاری شده و تجار ایلامی با خط «پروتو-عیلامی» روی الواح گلی نمناک، صورتحساب گلهها، پشم و قلع را مهر و موم میکنند تا به همسایه تشنه و مغرور غربیشان بفرستند: بینالنهرین.
ایستگاه چهارم: بینالنهرین؛ جنگ شهرها، اختراع خط و شکوه سومر
از مرزهای کارون که بگذریم، دشتهای پهناور دجله و فرات نمایان میشوند؛ مهد نخستین جرقههای تاریخ مکتوب.
زمین پر از کانالهای آبیاری گلآلود و نخلستانهای متراکم است. در دوردست، برج عظیمی آسمان خاکی را میشکافد: زیگورات اور. معبدی چندطبقه از خشت پخته و قیر که نوک آن اقامتگاه خدای ماه، «نانّا» است.
در کوچه پسکوچههای اور و اوروک، همهمه کاتبان شنیده میشود. پسربچههای مدرسهای با قلمهای نئین سرتیز، روی الواح خشت خام علامتهای گوهمانند حک میکنند: خط میخی متولد شده است. کشاورزان خراج خود از گندم و جو را با گاریهای سنگین دارای چرخهای چوبی توپر میآورند. اما آرامش شکننده است؛ صدای شیپورها خبر از نزاع دائم میان دولتشهرهای سومری میدهد و کمی بعد، جنگاور سهمگینی به نام سارگن بزرگ اکدی با تیغهای مفرغی، نخستین ارتش منظم و امپراتوری تاریخ را برپا میکند.
ایستگاه پنجم: نیل زرین؛ اهرام غولپیکر و سایه خدایگان فرعون
با کاروانهای شتر و قاطر صحرای سینا را پشت سر میگذاریم و در باریکهای بهشتی و زمردین گم میشویم: دره نیل و امپراتوری کهن مصر.
تصویر هوایی در جیزه نفس هر بینندهای را بند میآورد: غباری طلایی بر فراز صخرهها معلق است. هزاران کارگر و کشاورز فصلی، با پاهای برهنه بر خاکِ داغ، بلوکهای آهکی ۲ تنی را که از معادن طره روی قایقهای نیلوفری نیل شناور شدهاند، روی سورتمههای چوبی خیس میکشانند.
اینجا عصر خوفو، خفرع و منکورع است. ساختمانی به ارتفاع ۱۴۶ متر با هندسهای چنان جنونآمیز برپا میشود که جهتهای جغرافیایی را با خطای کسری از درجه نشانه رفته است. در سایهسار نخلها، کاتبان با قلمموهای آغشته به مرکب سیاه و سرخ، خط هیروگلیف را روی برگهای پاپیروس مینگارند و در انبارهای معابد، طلا، مرّ و کندر ذخیره میشود تا پادشاه در کسوت خدای خورشید (رع) به زندگی ابدی سفر کند.
ایستگاه ششم: جهان مدیترانه و قاره اروپا؛ از اسطورههای تروا تا سنگهای استونهنج
کمی شمالغربتر میرویم؛ کشتیهای بادبانی را میبینیم که دریای فیروزهای مدیترانه را میشکافند.
۱. جزیره کرت و سواحل آناتولی؛ خاستگاه مینوآن و باروهای تروا
در جزیره کرت، کاخ هزارتوی «کنوسوس» برپاست. زنان و مردان جوان با لباسهای مجلل و موهای بافته، از روی شاخهای گاوهای وحشی معلق میزنند (آیین مینوانی گاوبازی). دیوارهای کاخ با نقاشیهای دلفینهای رقصان آراسته است و هیچ حصار جنگی دیده نمیشود، چون ناوگان قدرتمند دریایی آنها امنیت دریا را در چنگ دارد.
کمی بالاتر، در تنگه داردانل (ترکیه امروز)، ارگ مستحکم تروا (تروای ۲ و ۳) خودنمایی میکند؛ قلعهای سنگی که با دیوارهای مورب و بلندش، گلوی تجارت دریایی میان اژه و دریای سیاه را در دست گرفته است.
۲. اروپای مهآلود؛ نغمه فلزکاران آلپ و رازبزرگ استونهنج
اروپا در این دوران شهرهای میلیونی ندارد، اما خواب هم نیست! در دل جنگلهای انبوه دانوب و رشتهکوههای آلپ، قبایل پیشرفتهای زندگی میکنند که غنیترین معادن مس و قلع را کشف کردهاند.
در دشت سالزبری انگلستان، قبیلهها بلوکهای سنگی غولپیکر بلواستون (Bluestone) را صدها کیلومتر از ولز تا این دشت کشیدهاند تا دایره اسرارآمیز استونهنج را برپا کنند؛ رصدخانهای خورشیدی در قلب مه، که انقلاب تابستانی و زمستانی را به انسانها نوید میدهد تا زمان کاشت و درو را از دست ندهند.
ایستگاه هفتم: آن سوی اقیانوس؛ قاره آمریکا و کهنترین تمدن ناشناخته (کارال-سوپه)
اگر فکر میکنید در قاره آمریکا همه فقط شکارچی-گردآورنده بودند، دوربین تاریخگشت شما را به شگفتی دیگری میبرد!
هزاران کیلومتر آنسوتر در بیابانهای ساحلی پرو، درهای وجود دارد به نام کارال (Caral-Supe). همزمان با ساخت هرم خوفو در مصر، این مردم در آمریکای جنوبی شهرهایی با شش هرم پلکانی عظیم سنگی، میدانهای دایرهای فرورفته برای رقصهای آیینی و آمفیتئاترهای شگفتانگیز ساختهاند!
اینجا نه اثری از اسلحه جنگی هست، نه حصارهای دفاعی. آنها موسیقیدانانی بودند که با استخوان بال پلیکان و لاما، فلوتهای استادانه میساختند. برای حسابداری، کلافهایی از نخهای تابیدهشده با گرههای رنگی موسوم به «کیپو» (Quipu) ابداع کردند. آنها ماهیهای خشکشده سواحل اقیانوس آرام را با پنبه و کدوهای کشاورزان دشت مبادله میکردند؛ تمدنی کهن که ثابت میکند نبوغ انسان مرز نمیشناسد.
پایان پرده اول: جهانی که به هم پیوسته بود
وقتی از این سفر هوایی پایین میآییم و دوباره به نقشه نگاه میکنیم، نکته حیرتانگیزی را کشف میکنیم: این جهان تکافتاده نبود.
مهرههای لاجورد از کوههای بدخشان افغانستان تراشیده میشد، از شهر سوخته و جیرفت میگذشت، در کارگاههای شوش صيقل میخورد و در تاج پادشاهان اور در بینالنهرین یا زیورآلات فرعونهای مصر جا میگرفت. قلع اروپا تا سواحل آناتولی بار کشتیها میشد.
عصر مفرغ، نخستین تجربه جهانیشدن بشر بود؛ تمدنهایی که با شریانهای تجاری به هم وصل بودند، تا روزی که در حوالی ۱۲۰۰ پیش از میلاد، زنجیرهای از خشکسالیها، فورانهای آتشفشانی، زلزلهها و هجوم قبایل مرموزِ «مردمان دریا»، این دومینوی باستانی را فروریخت و جهان را در تاریکی فرو برد… تا روزی که آهن، پرده بعدی را بالا بزند.
زمین در هزاره سوم پیش از میلاد؛ نخستین انباشت ثروت و قدرت در تاریخ بشر
حدود ۵۰ قرن پیش (بین سالهای ۳۰۰۰ تا ۲۲۰۰ پیش از میلاد)، سیاره زمین شاهد بزرگترین جهش ساختاری در زیست بشری بود. کشف آلیاژ مفرغ (ترکیب مس و قلع)، ظهور خط، شکلگیری دولتشهرها، ایجاد نخستین ارتشهای سازمانیافته و شبکههای تجاری فراقارهای، جهان را از عصر نوسنگی به دوران شکوه اساطیری و تاریخی پرتاب کرد.
در این مقاله جامع، ما یک سفر ۳۶۰ درجه از شرق دور تا اقلیم آمریکا خواهیم داشت تا تصویر کاملی از زیست انسانها در این نقطه عطوف تاریخ را بازسازی کنیم.
۱. چین و شرق دور (Far East): عصر اسطورهها، فرهنگ لونگشان و آغاز جاده ابریشم باستان
در کرانههای رود زرد (Huang He) و رود یانگتسه، جامعه انسانی در حال گذر از فرهنگهای بومی به نخستین دودمانهای سازمانیافته بود.
- فرهنگ لونگشان (Longshan Culture – 3000 to 1900 BC):این دوره به «فرهنگ سفال سیاه» شناخته میشود. انسانهای این منطقه تکنولوژی چرخ سفالگری پیشرفته را ابداع کردند و سفالهایی با ضخامت پوست تخممرغ میساختند. در این زمان، فرهنگ لونگشان نخستین حصارهای دفاعی از خاک کوبیدهشده (Rammed Earth) را پیرامون شهرها ساخت که نشاندهنده آغاز جنگهای منطقهای و انباشت ثروت بود.
- دودمان اساطیری شیا (Xia Dynasty):طبق متون کلاسیک چین، «یو بزرگ» (Yu the Great) با مهار سیلابهای طغیانگر رود زرد، بنیاد نخستین دودمان پادشاهی را گذاشت. اگرچه نبرد میان باستانشناسان بر سر اثبات دقیق این دودمان ادامه دارد، اما محوطه ارلیتو (Erlitou) ساختار سازمانیافته این عصر را گواهی میدهد.
- تکنولوژی و باورها: استخراج مس، پرورش کرم ابریشم (نوغانداری) و فالبینی با استخوانهای پیشگویی (Oracle Bones) در این عصر پایهگذاری شد.
۲. شبهقاره هند (South Asia): شکوه معماری مدرن در تمدن دره سند (هاراپا و موهنجو-دارو)
در حوضه رود سند (پاکستان و هند امروزی)، یکی از منظمترین و صلحآمیزترین تمدنهای تاریخ بشری در حال اوجگیری بود (۲۶۰۰ تا ۱۹۰۰ پیش از میلاد).
- شهرسازی و مهندسی شهری بینظیر:شبکهبندی خیابانها بهصورت شطرنجی، استفاده از آجرهای پختهشده با ابعاد کاملاً استاندارد و یکسان، و سیستم فاضلاب زیرزمینی سرپوشیده در هر خانه! شهر موهنجو-دارو (Mohenjo-daro) و هاراپا (Harappa) دارای حمامهای عمومی بزرگ (The Great Bath) و انبارهای غله عظیم بودند.
- خط و تجارت دره سند:مردم تمدن سند از خطی تصویری (Harappan script) استفاده میکردند که هنوز بهطور کامل رمزگشایی نشده است. مهرهای صابونی (Steatite Seals) آنها با نقش تکشاخ، گاو کوهاندار و اشکال هندسی تا بینالنهرین و خلیج فارس تجارت میشد.
- جامعه بدون اسلحه:برخلاف مصر و بینالنهرین، در کاوشهای دره سند هیچ کاخ مجلل پادشاهی، معبد عظیم یا انبوهی از سلاحهای جنگی یافت نشده است؛ امری که نشاندهنده جامعهای متمرکز بر تجارت، رفاه عمومی و صلح است.
۳. فلات ایران و کویر مرکزی (Iranian Plateau): قلب تجاری جهان باستان و اوج تکنولوژی مفرغ
فلات ایران در هزاره سوم پیش از میلاد، نه یک منطقه حاشیهای، بلکه چهارراه ترانزیت، فرهنگ و تکنولوژی جهان باستان بود.
- شهر سوخته (Shahr-e Sukhteh – سیستان):کلانشهری ۱۵۰ هکتاری که سازمانیافتهترین شهر فلات شرق بود.
- شگفتیهای پزشکی: کشف نخستین چشم مصنوعی جهان (ساختهشده از قیر و طلا) بر روی جمجمه زنی بلندقامت، و نخستین نمونههای جراحی جمجمه (Trepanation).
- هنر و پویانمایی: جام سفالینی که حرکت یک بز را در ۵ فریم برای رسیدن به برگ درخت نشان میدهد (نخستین انیمیشن جهان).
- تمدن جیرفت و حوزه هلیلرود (Jiroft Culture):کشف هزاران ظرف سنگ صابونی (Chlorite) با نقش برجستههای شگفتانگیز از نبرد انسان با مارها، عقابها و معماریهای چندطبقه. جیرفت نشان داد که فلات ایران خط و خطشناسی مستقل و شهریتی همپای بینالنهرین داشته است.
- تمدن ایلام کهن (Proto-Elamite & Old Elamite):مراکز مهمی چون شوش و أنشان (تپه مالیان فارس) که با ساختار اداری، لوحهای گلی حسابداری و خط پیشاایلامی، نبض تجارت میان شرق (لاجوردی بدخشان) و غرب (سومر) را در دست داشتند.
۴. بینالنهرین (Mesopotamia): گاهواره خط، دودمانهای اولیه سومر و امپراتوری آکد
بین دجله و فرات، پیچیدهترین و خونینترین تحولات سیاسی و اجتماعی رخ میداد.
- دوره دودمانهای اولیه سومر (Early Dynastic Period – 2900 to 2334 BC):دولتشهرهایی مانند اور (Ur)، اروک (Uruk)، لاگاش (Lagash) و نیپور (Nippur) که حول زیگوراتها و پرستش خدایان متعدد میچرخیدند. گورستان سلطنتی اور با زیورآلات طلایی و چنگهای مرصع، گواهی بر ثروت افسانهای این عصر است.
- ظهور نخستین امپراتوری جهان (امپراتوری آکد – ۲۳۳۴ پیش از میلاد):سارگون بزرگ (Sargon of Akkad) با متحد کردن سومر و آکد، نخستین امپراتوری چندقومیتی و ارتش دائمی جهان را بنیان نهاد. زبان آکدی (از خانواده سامی) جایگزین زبان سومری در امور دیپلماتیک شد.
- خط میخی و قانون: لوحهای گلی با خط میخی برای ثبت مالیات، دادوستد، اشعار حماسی (مانند نسخههای اولیه حماسه گیلگمش) و قوانین اساسی بهکار میرفتند.
۵. شام و آناتولی (Levant & Anatolia): کلانشهرهای تجاری و گنجینههای تروا
پل ارتباطی میان بینالنهرین، مصر و مدیترانه.
- تمدن ابلا (Ebla – سوریه امروزی):کشف بیش از ۲۰,۰۰۰ لوح گلی با خط میخی در کاخ سلطنتی ابلا، شبکه تجاری عظیم این شهر را که با تمام خاورمیانه در ارتباط بود، برملا ساخت.
- آناتولی و تروا (Troy I & II):در غرب ترکیه امروزی، قلعه تروا به مرکز استخراج مس و نقره تبدیل شد. «گنجینه پریام» که توسط هنریش شلیمان یافت شد، مربوط به همین عصر (تروا II) است و مهارت بینظیر فلزکاران آناتولی را گواهی میدهد.
۶. مصر باستان و شمال آفریقا (Egypt): عصر اهرام و پادشاهی قدیم (Old Kingdom)
شکلگیری یکی از باثباتترین و باشکوهترین قدرتهای متمرکز جهان در کرانههای نیل (دودمانهای سوم تا ششم).
- شگفتی معماری جهان؛ دودمان چهارم (حدود ۲۶۰۰ پ.م):فراعنهای چون خوفو (Khufu)، خفرع (Khafre) و منکاورع (Menkaure) مجموعه اهرام سهگانه جیزه و مجسمه ابوالهول را ساختند که امروزه به عنوان عجایب هفتگانه جهان آنها را می شناسیم.
- دولت متمرکز و جهانبینی:مصریان فرعون را تجسم زندهی خدای هوروس بر روی زمین میدانستند. تمام اقتصاد مصر حول دیوانسالاری کاتبان، پاپیروس، ساخت مقبرهها برای دستیابی به حیات ابدی (با باور به «کا» و «با») سازماندهی شده بود.
۷. حوضه اژه و اروپا (Aegean & Europe): عصر مفرغ اولیه، تمدن کیکلادی و استونهنج
اروپا در این عصر گامهای بلندی را از دوران نوسنگی به سوی جوامع طبقاتی برمیداشت.
- تمدن کیکلادی (Cycladic Civilization – جزایر یونان):تولید تندیسهای مرمرین آبستره و مدرن با خطوط هندسی پاک که امروزه الهامبخش هنر مدرن است.
- جزیره کرت و پیشزمینههای تمدن مینوسی:شکلگیری نخستین روستاهای بزرگ و مراکز تجاری دوده دریایی در کرت که بعدها به کاخهای باکشکوه کنوسوس منتج شد.
- اروپا و بریتانیا (Stonehenge Phase III):در غرب اروپا، فرهنگ جام ناقوسی (Beaker Culture) فلزکاری را در سراسر قاره گسترش داد. در همین زمان (حدود ۲۵۰۰ پ.م)، فاز اصلی ساخت معبد سنگی و مرموز استونهنج (Stonehenge) در انگلستان با انتقال سنگهای عظیم سارسن و سنگهای آبی اجرا شد.
۸. قاره آمریکا (The Americas): تمدن کارال-سوپه؛ شگفتی خاموش در آند
برخلاف باور قدیمی که آمریکا را در این عصر خالی از تمدن میدانست، باستانشناسی مدرن اثبات کرده است که همزمان با ساخت اهرام مصر، در آمریکای جنوبی تمدنی عظیم برپا بوده است!
- تمدن نورتیکو / کارال-سوپه (Caral-Supe Civilization – پرو):کهنترین تمدن شناختهشده در قاره آمریکا (حدود ۳۰۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد).
- اهرام و زیگوراتهای خشتی: شهر کارال دارای ۶ هرم بزرگ، میدانهای دایرهای فرورفته و مجتمعهای مسکونی عظیم بود.
- تکنولوژی بدون سفال و خط: آنها سفالگری نداشتند، اما با گره زدن نخها ابزاری به نام کیپو (Quipu) برای محاسبات و ثبت اطلاعات ساختند. رژیم غذایی آنها بر پایه ماهیگیری و کشت پنبه بود.
جدول خلاصه ۳۶۰ درجه جهان در یک نگاه (تایملاین تطبیقی عصر برنز)
| منطقه جغرافیایی | تمدن / مرکز اصلی | برجستهترین دستاورد / ویژگی علمی و هنری |
|---|---|---|
| شرق دور (چین) | فرهنگ لونگشان | سفال سیاه نازک، نخستین دیوارهای دفاعی، نوغانداری |
| جنوب آسیا (هند) | تمدن دره سند (موهنجو-دارو) | شهرسازی شطرنجی، فاضلاب زیرزمینی، مهرهای صابونی |
| فلات ایران | شهر سوخته / جیرفت | نخستین چشم مصنوعی، جراحی جمجمه، ظروف سنگ صابونی |
| بینالنهرین | سومر / امپراتوری آکد | اختراع خط میخی، نخستین امپراتوری جهان (سارگون)، زیگورات |
| مصر باستان | پادشاهی قدیم (جیزه) | ساخت اهرام سهگانه، دیوانسالاری پاپیروس، خط هیروگلیف |
| اروپا و اژه | کیکلادی / بریتانیا | مجسمههای مرمرین آبستره، ساخت فاز اصلی استونهنج |
| آمریکای جنوبی | تمدن کارال-سوپه (پرو) | اهرام خشتی عظیم، سیستم محاسباتی کیپو (گرهزدن نخ) |
پایان بخش اول تایملاین عصر مفرغ
حالا نوبت شماست: اگر میتوانستید یک روز در یکی از این ایستگاهها زندگی کنید، عطر خیابانهای آجری موهنجودارو را ترجیح میدادید یا تماشای جراحی شگفتانگیز در شهر سوخته را؟ نظرتان را برای ما بنویسید!
پیشنهاد مطالعه بیشتر
پایان بخش اول تایملاین عصر مفرغ
حالا نوبت شماست: اگر میتوانستید یک روز در یکی از این ایستگاهها زندگی کنید، عطر خیابانهای آجری موهنجودارو را ترجیح میدادید یا تماشای جراحی شگفتانگیز در شهر سوخته را؟ نظرتان را برای ما بنویسید!
پیشنهاد مطالعه بیشتر
دیدگاهتان را بنویسید