پاکستان امروزی در سال ۱۹۴۷ میلادی بهعنوان یک کشور مستقل شکل گرفت؛ اما تاریخ سرزمینی که امروز پاکستان نامیده میشود، هزاران سال قدیمیتر است. در این منطقه، یکی از مهمترین تمدنهای شهری جهان باستان پدید آمد؛ شهرهایی مانند موهنجودارو و هاراپا ساخته شدند، پادشاهان هخامنشی بر بخشهایی از آن حکومت کردند، اسکندر مقدونی به دره سند رسید و بعدها مراکز مهم بودایی، حکومتهای مسلمان و امپراتوری مغول در این سرزمین قدرت گرفتند.
تاریخ پاکستان فقط داستان تشکیل یک کشور در قرن بیستم نیست؛ داستان سرزمینی است که در طول هزاران سال، محل برخورد تمدنها، زبانها، ادیان، مسیرهای تجاری و قدرتهای بزرگ بوده است.
در این مقاله از نخستین جوامع کشاورزی و تمدن دره سند شروع میکنیم، به هخامنشیان، اسکندر، گندهارا، حکومتهای مسلمان، امپراتوری مغول و دوران استعمار بریتانیا میرسیم و در پایان، شکلگیری پاکستان و مهمترین تحولات آن تا امروز را بررسی میکنیم.

۱. پاکستان پیش از تاریخ؛ از نخستین روستاها تا تمدن دره سند
مهرگره؛ زندگی کشاورزی هزاران سال پیش از پاکستان
یکی از مهمترین محوطههای باستانشناسی این منطقه، مهرگره در بلوچستان امروزی است. شواهد باستانشناسی نشان میدهند که جوامع کشاورز و دامدار در این منطقه از حدود هزاره هفتم پیش از میلاد زندگی میکردند.
مهرگره به ما کمک میکند بفهمیم چگونه برخی جوامع انسانی از زندگی متکی بر شکار و گردآوری خوراک به کشاورزی، دامداری و سکونتگاههای پایدارتر روی آوردند. این محوطه از نظر مطالعه تاریخ اولیه کشاورزی در جنوب آسیا اهمیت زیادی دارد.
البته مهرگره را نباید با کشور پاکستان امروزی یکی دانست؛ این محوطه هزاران سال پیش از شکلگیری مرزها و دولتهای مدرن وجود داشت.
تمدن دره سند؛ یکی از بزرگترین تمدنهای جهان باستان
در هزاره سوم پیش از میلاد، تمدن دره سند به یکی از مهمترین مراکز شهرنشینی جهان باستان تبدیل شد. این تمدن در بخشهایی از پاکستان و شمالغرب هند امروزی گسترش داشت و شهرهایی مانند موهنجودارو و هاراپا از مراکز شناختهشده آن بودند.
موهنجودارو، در استان سند پاکستان امروزی، نمونهای برجسته از شهرسازی این تمدن است. خیابانهای منظم، خانههای آجری، چاهها و سامانههای دفع آب و فاضلاب نشان میدهند که ساکنان شهر از سازماندهی شهری پیشرفتهای برخوردار بودند. یونسکو این محوطه را یکی از مهمترین نمونههای شهرنشینی باستانی جنوب آسیا معرفی میکند.
نکته شگفتانگیز: شهر موهنجودارو حدود پنج هزار سال پیش از سامانههایی برای تخلیه آب و فاضلاب استفاده میکرد. این موضوع نشان میدهد که زندگی شهری در جهان باستان بسیار پیچیدهتر از تصویری بود که گاهی از جوامع اولیه داریم.
بااینحال، هنوز همه جنبههای زندگی این مردم روشن نشده است. خط تمدن دره سند بهطور قطعی رمزگشایی نشده و اطلاعات ما درباره زبان، ساختار سیاسی و برخی باورهای آنها محدود است.
افول شهرهای بزرگ این تمدن نیز احتمالاً نتیجه مجموعهای از تغییرات محیطی، اقتصادی و اجتماعی بوده است؛ نه لزوماً یک فاجعه یا حمله واحد.
۲. هخامنشیان و ورود منطقه به شبکه امپراتوریهای بزرگ
در هزاره نخست پیش از میلاد، بخشهایی از سرزمینهای پاکستان امروزی با امپراتوری هخامنشی ارتباط پیدا کردند. نواحی غربی دره سند و بخشهایی از مناطق پیرامونی در دورههایی تحت نفوذ یا سلطه هخامنشیان قرار گرفتند.
این ارتباط فقط نظامی نبود. مسیرهای تجاری، نظامهای اداری و ارتباط میان مناطق مختلف امپراتوری به جابهجایی کالاها، اندیشهها و شیوههای حکمرانی کمک میکردند.
البته همه سرزمینهای پاکستان امروزی در یک زمان و به شکل یکسان زیر سلطه هخامنشیان نبودند. مرزهای امپراتوریهای باستانی با مرزهای امروزی تفاوت داشتند و کنترل مناطق نیز در طول زمان تغییر میکرد.
اسکندر مقدونی در دره سند
در سال ۳۲۶ پیش از میلاد، اسکندر مقدونی پس از لشکرکشی در بخشهایی از قلمرو هخامنشی به منطقه پنجاب رسید. نبرد او با پوروس، فرمانروایی که معمولاً با منطقه پنجاب ارتباط داده میشود، یکی از رویدادهای شناختهشده این لشکرکشی است.
اسکندر در نهایت به دلیل مخالفت و خستگی سپاهیانش از ادامه پیشروی به سمت شرق بازماند و مسیر بازگشت را در پیش گرفت. لشکرکشی او تأثیری بر روابط سیاسی منطقه گذاشت و زمینه حضور برخی حکومتهای یونانیتبار را در بخشهایی از جنوب آسیا فراهم کرد.
۳. امپراتوری مائوریا و گندهارا؛ دوران گسترش بودیسم
پس از لشکرکشی اسکندر، حکومتهای مختلفی در بخشهایی از دره سند و مناطق پیرامونی شکل گرفتند. در سدههای بعد، امپراتوری مائوریا بخشهایی از این مناطق را در قلمرو خود جای داد.
آشوکا، یکی از مشهورترین فرمانروایان مائوریا، به حمایت از بودیسم شناخته میشود. در دورههای بعد، بودیسم در بخشهایی از پاکستان امروزی، بهویژه در منطقه تاریخی گندهارا، گسترش یافت.
تاکسیلا؛ شهری در مسیر برخورد فرهنگها
تاکسیلا یا تکشاشیلا یکی از مهمترین مراکز تاریخی منطقه است. این شهر در محل اتصال مسیرهای تجاری قرار داشت و در دورههای مختلف تحت تأثیر فرهنگهای ایرانی، یونانی و آسیای مرکزی قرار گرفت.
محوطه تاکسیلا فقط یک شهر باستانی نیست؛ مجموعهای از سکونتگاهها، بناهای مذهبی، استوپاها و صومعههای بودایی را در بر میگیرد. یونسکو این منطقه را برای شناخت تحول شهرنشینی و نقش آن در گسترش بودیسم در جنوب آسیا مهم میداند.
گندهارا بهویژه به خاطر هنر بودایی خود شهرت دارد. در این سنت هنری، عناصر هنری محلی با برخی تأثیرات جهان هلنیستی و دیگر فرهنگهای منطقه ترکیب شدند.
نکته جالب: موقعیت جغرافیایی منطقه باعث شد تاکسیلا طی قرنها محل عبور بازرگانان، راهبان، مسافران و حکومتهای مختلف باشد. به همین دلیل، آثار آن تصویری از ارتباط فرهنگی میان جنوب آسیا، ایران و آسیای مرکزی ارائه میکنند.
۴. ورود اسلام و شکلگیری حکومتهای مسلمان
در قرن هشتم میلادی، نیروهای مسلمان به رهبری محمد بن قاسم وارد سند شدند. فتح بخشهایی از سند در سال ۷۱۱ میلادی نقطه عطفی در تاریخ این منطقه بود؛ اما گسترش اسلام و شکلگیری جوامع مسلمان در همه نواحی پاکستان امروزی روندی تدریجی و چندمرحلهای داشت.
در طول قرنهای بعد، حکومتهای محلی و منطقهای مختلفی در سند، پنجاب و نواحی شمالی و غربی قدرت گرفتند.
غزنویان و گسترش قدرت در جنوب آسیا
در اواخر قرن دهم و قرن یازدهم میلادی، غزنویان به یکی از قدرتهای مهم منطقه تبدیل شدند. حکومت آنها از غزنی، در افغانستان امروزی، اداره میشد و لشکرکشیها و ارتباطات سیاسی آنها بخشهایی از پنجاب و مناطق پیرامونی را تحت تأثیر قرار داد.
در این دوره، شهرها و مراکز فرهنگی منطقه در شبکهای گستردهتر از روابط سیاسی و اقتصادی قرار گرفتند.
غوریان و حکومتهای بعدی
پس از غزنویان، غوریان و سپس حکومتهای دیگری در بخشهایی از جنوب آسیا قدرت گرفتند. با گسترش سلطنت دهلی از اوایل قرن سیزدهم میلادی، بخشهایی از سرزمینهای پاکستان امروزی با ساختار سیاسی جدیدی پیوند خوردند.
این دوره را نباید بهصورت یک خط مستقیم از یک حکومت به حکومت دیگر تصور کرد؛ در مناطق مختلف، قدرتهای محلی و منطقهای همزمان یا در دورههای متفاوت فعالیت داشتند.
۵. مغولان؛ گسترش امپراتوری در شبهقاره
در سال ۱۵۲۶ میلادی، ظهیرالدین محمد بابر در نبرد نخست پانیپت ابراهیم لودی را شکست داد و زمینه شکلگیری امپراتوری مغول در شبهقاره هند را فراهم کرد.
در دوره فرمانروایانی مانند اکبر، جهانگیر، شاهجهان و اورنگزیب، بخشهای بزرگی از مناطق پاکستان امروزی در قلمرو امپراتوری مغول قرار گرفتند.
شهرهایی مانند لاهور به مراکز مهم سیاسی، فرهنگی و معماری تبدیل شدند. قلعه لاهور، باغ شالیمار و شماری از بناهای دوره مغول، میراث معماری این دوراناند.
چرا معماری مغولی در پاکستان اهمیت دارد؟
معماری مغولی ترکیبی از سنتهای معماری منطقهای و عناصر ایرانی، آسیای مرکزی و شبهقاره بود. باغهای هندسی، گنبدها، طاقها، تزئینات سنگی و کاشیکاری در بسیاری از بناهای این دوره دیده میشوند.
لاهور در دورههایی از حکومت مغول جایگاه ویژهای داشت و آثار باقیمانده آن امروزه بخشی از مهمترین میراث تاریخی پاکستان به شمار میروند.
بااینحال، پس از تضعیف تدریجی امپراتوری مغول، قدرتهای منطقهای از جمله سیکها در پنجاب و دیگر حکومتها در بخشهای مختلف منطقه نفوذ بیشتری پیدا کردند.
۶. ورود بریتانیا و پایان حکومتهای پیشین
در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی، گسترش نفوذ بریتانیا در شبهقاره هند توازن قدرت منطقه را تغییر داد. کمپانی هند شرقی و سپس دولت بریتانیا بخشهای مختلف منطقه را بهتدریج تحت کنترل خود درآوردند.
سند در سال ۱۸۴۳ و پنجاب در سال ۱۸۴۹ به کنترل بریتانیا درآمدند. این تحولات باعث شد بخش بزرگی از مناطق پاکستان امروزی در ساختار استعماری هند بریتانیا قرار گیرد.
زندگی در دوره استعمار
حکومت استعماری تغییرات گستردهای در اداره سرزمین، مالیات، کشاورزی، راهآهن و تجارت ایجاد کرد. شهرهایی مانند کراچی، لاهور و پیشاور در شبکههای اداری و اقتصادی جدید اهمیت پیدا کردند.
در کنار این تغییرات، استعمار با نابرابریهای سیاسی و اقتصادی و رقابت بر سر قدرت نیز همراه بود. گروههای مختلف اجتماعی و مذهبی درباره آینده شبهقاره و شیوه اداره آن دیدگاههای متفاوتی داشتند.
در اوایل قرن بیستم، جنبشهای سیاسی برای استقلال و اصلاح ساختار حکومت گسترش یافتند. یکی از مهمترین نیروهای این دوره، اتحادیه مسلمانان سراسر هند بود که در تحولات منتهی به تشکیل پاکستان نقش اساسی ایفا کرد.
۷. جنبش پاکستان؛ چرا کشوری تازه شکل گرفت؟
در دهههای پایانی حکومت بریتانیا، بحث درباره آینده سیاسی شبهقاره شدت گرفت. رهبران سیاسی درباره نحوه تقسیم قدرت، حقوق جوامع مذهبی و شکل حکومت پس از استقلال اختلاف نظر داشتند.
در سال ۱۹۴۰، قطعنامه لاهور به یکی از رویدادهای مهم در مسیر جنبش پاکستان تبدیل شد. این جنبش با رهبری چهرههایی مانند محمدعلی جناح خواهان ایجاد واحدهای سیاسی مستقل برای مسلمانان مناطق موردنظر شد.
با نزدیکشدن پایان حکومت بریتانیا، مذاکرات سیاسی و اختلافها درباره تقسیم قدرت ادامه پیدا کرد. در نهایت، تصمیم به تقسیم هند بریتانیا به دو کشور مستقل گرفته شد.
۸. استقلال پاکستان در سال ۱۹۴۷؛ تولد یک کشور
پاکستان در ۱۴ اوت ۱۹۴۷ به استقلال رسید و هند نیز در همان ماه به کشوری مستقل تبدیل شد. تقسیم شبهقاره مرزهای سیاسی تازهای ایجاد کرد و جمعیت عظیمی در دو جهت میان مناطق جابهجا شدند.
این جابهجایی با خشونت گسترده، آوارگی و بحران انسانی همراه بود. میلیونها نفر خانههای خود را ترک کردند و خانوادههای بسیاری از یکدیگر جدا شدند.
پاکستان در زمان استقلال از دو بخش اصلی تشکیل شده بود: پاکستان غربی و پاکستان شرقی که میان آنها هزاران کیلومتر از خاک هند قرار داشت. محمدعلی جناح بهعنوان نخستین فرماندار کل پاکستان شناخته میشود.
چالشهای نخستین سالهای استقلال
دولت جدید باید همزمان با مشکلاتی مانند اسکان مهاجران، ایجاد نهادهای حکومتی، تنظیم روابط با هند و تدوین قانون اساسی روبهرو میشد.
اختلافها بر سر کشمیر نیز از همان سالهای نخست به یکی از مسائل مهم روابط دو کشور تبدیل شد و درگیریهای نظامی و سیاسی بعدی را تحت تأثیر قرار داد.
در سال ۱۹۵۶، پاکستان نخستین قانون اساسی خود را به اجرا گذاشت و به جمهوری تبدیل شد. بااینحال، بیثباتی سیاسی و دخالت نظامیان در حکومت در دهههای بعد ادامه یافت.
۹. از حکومت نظامی تا جدایی پاکستان شرقی در سال ۱۹۷۱
پاکستان در دهههای نخست استقلال با اختلافهای سیاسی، اقتصادی و منطقهای روبهرو بود. تفاوتهای زبانی، مطالبات مربوط به نمایندگی سیاسی و اختلاف درباره توزیع قدرت میان بخش شرقی و غربی کشور به تنشها دامن زد.
در سال ۱۹۷۱، بحران سیاسی و درگیری نظامی به جنگی گسترده انجامید. پاکستان شرقی از پاکستان جدا شد و کشور بنگلادش شکل گرفت.
این رویداد یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ پاکستان بود؛ زیرا ساختار جغرافیایی کشور را بهطور اساسی تغییر داد.
پس از جنگ، ذوالفقار علی بوتو به یکی از چهرههای اصلی سیاست پاکستان تبدیل شد. قانون اساسی سال ۱۹۷۳ نیز چارچوب مهمی برای نظام سیاسی کشور ایجاد کرد.
۱۰. پاکستان در دهههای پایانی قرن بیستم
در سال ۱۹۷۷، ژنرال ضیاءالحق با کودتای نظامی قدرت را در دست گرفت. دوره حکومت او با تغییرات مهمی در ساختار سیاسی و حقوقی کشور و نقش پررنگتر سیاستهای اسلامی در حکومت همراه بود.
اشغال افغانستان توسط شوروی در سال ۱۹۷۹ نیز بر پاکستان تأثیر گستردهای گذاشت. پاکستان به یکی از مسیرهای اصلی پشتیبانی از گروههای مجاهد افغان تبدیل شد و میلیونها پناهجوی افغان به این کشور رفتند.
پس از مرگ ضیاءالحق در سال ۱۹۸۸، حکومتهای غیرنظامی دوباره روی کار آمدند، اما رقابتهای سیاسی و بیثباتی ادامه یافت. در سال ۱۹۹۸، پاکستان آزمایشهای هستهای انجام داد و به یکی از کشورهای دارای توانایی تسلیحات هستهای تبدیل شد.
در سال ۱۹۹۹، پرویز مشرف با کودتای نظامی قدرت را به دست گرفت. دوره حکومت او نیز با تغییرات سیاسی و امنیتی و نقش مهم پاکستان در تحولات منطقهای و بینالمللی همراه بود.
۱۱. پاکستان در قرن بیستویکم؛ سیاست، امنیت و جامعه
از سال ۲۰۰۸، پاکستان وارد دورهای شد که انتقال قدرت میان دولتهای غیرنظامی نقش بیشتری در آن پیدا کرد؛ هرچند روابط میان دولتهای منتخب، ارتش، دستگاه قضایی و دیگر نهادهای قدرت همچنان یکی از مسائل مهم سیاست کشور باقی ماند.
پاکستان در این دوره با مجموعهای از چالشها و فرصتها روبهرو بوده است؛ از جمله رشد جمعیت و شهرنشینی، مشکلات اقتصادی، نابرابری منطقهای، بحرانهای انرژی، مسائل امنیتی و پیامدهای تغییرات اقلیمی.
سیلهای گسترده، بهویژه سیل ویرانگر سال ۲۰۲۲، خسارتهای انسانی و اقتصادی بزرگی به بخشهای مختلف کشور وارد کرد و آسیبپذیری مناطق مختلف در برابر مخاطرات طبیعی را نشان داد.
در کنار این چالشها، پاکستان دارای جامعهای جوان، شهرهای بزرگ، بخشهای صنعتی و کشاورزی مهم و میراث فرهنگی متنوع است. کراچی یکی از مراکز اصلی اقتصادی و بندری کشور به شمار میرود و لاهور همچنان از مهمترین مراکز فرهنگی و تاریخی آن است.
برای بررسی وضعیت سیاسی روز پاکستان، باید گزارشهای جدید و منابع معتبر را نیز در نظر گرفت؛ زیرا ترکیب دولتها، شرایط اقتصادی و تحولات منطقهای میتوانند در مدت کوتاهی تغییر کنند.

۱۲. جغرافیای پاکستان؛ از کوههای بلند تا دشتهای حاصلخیز
جغرافیای پاکستان نقش مهمی در تاریخ آن داشته است. این کشور از شمال با رشتهکوههای مرتفع هیمالیا، قراقروم و هندوکش ارتباط دارد و در جنوب به دریای عرب میرسد.
رود سند و شاخههای آن در شکلگیری سکونتگاهها و کشاورزی نقش اساسی داشتهاند. دشتهای حاصلخیز پنجاب و سند برای رشد جمعیت و توسعه کشاورزی اهمیت زیادی داشتهاند.
از سوی دیگر، گذرگاههای کوهستانی ارتباط میان جنوب آسیا، افغانستان، ایران و آسیای مرکزی را ممکن میکردند. همین موقعیت باعث شد این منطقه طی قرنها مسیر عبور بازرگانان، مهاجران، سپاهیان و اندیشههای فرهنگی باشد.
زبانها و تنوع فرهنگی
پاکستان جامعهای چندزبانه و چندقومیتی دارد. اردو زبان ملی کشور است و زبانهایی مانند پنجابی، سندی، پشتو، بلوچی و سرائیکی نیز در بخشهای مختلف رواج دارند. انگلیسی نیز در بخشهایی از اداره، آموزش و امور رسمی استفاده میشود.
این تنوع زبانی و فرهنگی بازتابی از تاریخ طولانی منطقه و ارتباط آن با جوامع همسایه است.
خط زمانی تاریخ پاکستان؛ مهمترین دورهها در یک نگاه
| دوره | رویدادها و تحولات مهم |
|---|---|
| هزاره هفتم پیش از میلاد | شکلگیری جوامع کشاورز اولیه در مهرگره |
| هزاره سوم پیش از میلاد | شکوفایی تمدن دره سند و شهرهایی مانند موهنجودارو و هاراپا |
| هزاره نخست پیش از میلاد | نفوذ و سلطه هخامنشیان بر بخشهایی از منطقه |
| ۳۲۶ پیش از میلاد | رسیدن اسکندر مقدونی به بخشهایی از پنجاب |
| قرون نخست میلادی | گسترش مراکز فرهنگی و بودایی گندهارا و تاکسیلا |
| قرن هشتم میلادی | ورود نیروهای مسلمان به سند |
| قرون دهم تا دوازدهم | قدرتگیری غزنویان و حکومتهای منطقهای |
| قرون سیزدهم تا پانزدهم | گسترش سلطنت دهلی و دیگر قدرتهای منطقه |
| ۱۵۲۶ میلادی به بعد | شکلگیری و گسترش امپراتوری مغول |
| قرن نوزدهم | گسترش کنترل بریتانیا بر سند، پنجاب و مناطق پیرامونی |
| ۱۹۴۷ | استقلال پاکستان و تقسیم هند بریتانیا |
| ۱۹۵۶ | اجرای نخستین قانون اساسی و تبدیل پاکستان به جمهوری |
| ۱۹۷۱ | جدایی پاکستان شرقی و شکلگیری بنگلادش |
| ۱۹۷۳ | تصویب قانون اساسی جدید پاکستان |
| ۱۹۹۸ | انجام آزمایشهای هستهای پاکستان |
| قرن بیستویکم | تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و اقلیمی معاصر |
جمعبندی؛ پاکستان چگونه به کشور امروزی تبدیل شد؟
تاریخ پاکستان از سکونتگاههای اولیه و تمدن دره سند آغاز میشود، از امپراتوریهای باستانی و مراکز بودایی میگذرد، با گسترش حکومتهای مسلمان و امپراتوری مغول ادامه پیدا میکند و در دوران استعمار بریتانیا وارد مرحله تازهای میشود.
در نهایت، جنبش سیاسی قرن بیستم و تقسیم هند بریتانیا به شکلگیری پاکستان مستقل در سال ۱۹۴۷ انجامید. جدایی پاکستان شرقی در سال ۱۹۷۱، تصویب قانون اساسی ۱۹۷۳ و تحولات سیاسی و اقتصادی دهههای بعد نیز در شکلگیری کشور امروزی نقش داشتند.
شناخت این تاریخ نشان میدهد که مرزهای سیاسی امروز تنها بخشی از داستاناند. برای فهم پاکستان باید به شهرهای باستانی، مسیرهای تجاری، تنوع فرهنگی، باورهای مذهبی و تغییرات قدرت در طول هزاران سال توجه کرد.
در تاریخ گشت میتوانی داستان تمدنها و کشورهای جهان را از گذشتههای دور تا امروز دنبال کنی؛ از آثار باستانی و امپراتوریهای فراموششده تا رویدادهایی که مرزهای دنیای معاصر را شکل دادهاند.
پرسشهای متداول درباره تاریخ پاکستان
پاکستان چه سالی تشکیل شد؟
پاکستان در ۱۴ اوت ۱۹۴۷، پس از پایان حکومت بریتانیا بر هند بریتانیا، استقلال یافت.
قدیمیترین تمدن شناختهشده در پاکستان امروزی کدام است؟
مهرگره از مهمترین محوطههای مربوط به جوامع کشاورز اولیه در این منطقه است. در دورهای بعد، تمدن دره سند با شهرهایی مانند موهنجودارو و هاراپا به شکوفایی رسید.
موهنجودارو چرا مشهور است؟
موهنجودارو یکی از مهمترین شهرهای تمدن دره سند بود و بهخاطر خیابانهای منظم، ساختمانهای آجری، چاهها و سامانه دفع فاضلاب شهرت دارد.
تاکسیلا چه نقشی در تاریخ پاکستان داشت؟
تاکسیلا از مراکز مهم شهری، فرهنگی و بودایی منطقه بود و در مسیرهای تجاری میان جنوب آسیا، ایران و آسیای مرکزی قرار داشت.
چرا پاکستان شرقی جدا شد؟
اختلافهای سیاسی، زبانی، اقتصادی و منطقهای میان بخش شرقی و غربی پاکستان به بحران انجامید. پس از جنگ سال ۱۹۷۱، پاکستان شرقی مستقل شد و کشور بنگلادش را تشکیل داد.
آیا تاریخ پاکستان فقط به تاریخ اسلام محدود میشود؟
خیر. تاریخ این سرزمین هزاران سال پیش از ورود اسلام آغاز شده و شامل تمدن دره سند، حکومتهای باستانی، مراکز بودایی، امپراتوریهای منطقهای، دوره مغول و استعمار بریتانیا نیز میشود.
دیدگاهتان را بنویسید