نقشه دوره اشکانیان و جاده ابریشم
برای بزرگنمایی نقشه کلیک کنید

تاریخ اشکانیان و جهان در قرون اول تا سوم میلادی؛ جاده ابریشم، روم و آغاز مسیحیت

تصور کنید در آغاز قرن اول میلادی، در کاروانی حرکت می‌کنید که از فلات ایران می‌گذرد. شترها بار پارچه، ادویه، سنگ‌های قیمتی و کالاهای گران‌بها را حمل می‌کنند. بازرگانان دربارهٔ قیمت‌ها چانه می‌زنند، مسافران از شهرهای دور خبر می‌آورند و راهنمایان کاروان می‌دانند که انتخاب مسیر اشتباه ممکن است هفته‌ها سفر را طولانی کند.

اگر به غرب بروید، به بین‌النهرین و سرزمین‌های تحت نفوذ روم نزدیک می‌شوید؛ اگر راه‌های شرقی را دنبال کنید، به سوی باختر، سغد و مسیرهایی می‌روید که به آسیای مرکزی و چین می‌رسند. در جنوب نیز راه‌هایی به خلیج فارس و اقیانوس هند وجود دارند که کالاها را به هند و بازارهای دریایی پیوند می‌دهند.

این جهان، برخلاف تصور ما از گذشته، مجموعه‌ای از سرزمین‌های کاملاً جدا از یکدیگر نبود. جنگ‌ها، مهاجرت‌ها، تجارت و سفر، جوامع دوردست را به هم وصل می‌کردند.

در غرب، امپراتوری روم بخش بزرگی از مدیترانه را زیر سلطه داشت. در ایران، اشکانیان قدرت اصلی منطقه بودند و میان شرق و غرب نقش مهمی ایفا می‌کردند. در چین، دودمان هان بر بخش بزرگی از کشور فرمان می‌راند؛ در هند، حکومت‌های گوناگون و شبکه‌های تجاری رونق داشتند و در آسیای مرکزی، مردمان کوچ‌رو و شهرنشین بازرگانی و فرهنگ را میان سرزمین‌ها جابه‌جا می‌کردند.

در همین قرن‌ها، دینی نو نیز در سرزمین‌های تحت حکومت روم ظهور کرد: مسیحیت. این دین ابتدا در اجتماعات کوچکی شکل گرفت، اما در گذر زمان از مرزهای امپراتوری روم عبور کرد و به سرزمین‌های شرقی، از جمله قلمرو اشکانی، راه یافت.

داستان این دوره، داستان یک امپراتوری به‌تنهایی نیست؛ داستان جهانی است که در آن شاهان برای مرزها می‌جنگیدند، بازرگانان مسیرهای دور را به هم متصل می‌کردند و اندیشه‌ها از جایی به جای دیگر سفر می‌کردند.

امپراتوری اشکانیان؛ قدرتی میان شرق و غرب

اشکانیان که با نام خاندان اَرساکی نیز شناخته می‌شوند، حدود سال ۲۴۷ پیش از میلاد به قدرت رسیدند. آن‌ها در آغاز از منطقهٔ پارت در شمال‌شرق ایران برخاستند و به‌تدریج قلمرو خود را گسترش دادند. در قرون بعد، حکومتشان به یکی از قدرت‌های بزرگ اوراسیا تبدیل شد.

در سده‌های نخست میلادی، قلمرو اشکانیان بخش‌های بزرگی از ایران و بین‌النهرین را در بر می‌گرفت و نفوذ آن‌ها به مناطق پیرامونی نیز می‌رسید. مرزها ثابت نبودند و شهرها و پادشاهی‌های محلی گاهی میان نفوذ ایران و روم دست‌به‌دست می‌شدند.

اشکانیان با یک تفاوت مهم نسبت به برخی امپراتوری‌های پیشین حکومت می‌کردند: قدرت در قلمرو آن‌ها تا حد زیادی میان شاه، خاندان‌های نیرومند و فرمانروایان محلی تقسیم شده بود. این ساختار به حکومت امکان می‌داد بر سرزمین‌های متنوعی فرمان براند، اما در زمان اختلاف بر سر جانشینی، می‌توانست به رقابت و جنگ داخلی منجر شود.

در این امپراتوری، شهرهای بزرگ بین‌النهرین، مناطق کشاورزی، سرزمین‌های کوهستانی و نواحی شرقی با شیوه‌های زندگی متفاوتی کنار هم قرار داشتند. زبان‌ها و سنت‌های گوناگون در قلمرو اشکانی رواج داشتند و میراث یونانیِ دورهٔ سلوکیان نیز یک‌باره از میان نرفت.

زبان یونانی همچنان در برخی شهرها و در بخشی از نوشته‌های رسمی و سکه‌ها استفاده می‌شد؛ در همان حال، سنت‌های ایرانی به‌تدریج جایگاه پررنگ‌تری پیدا می‌کردند. این ترکیب نشان می‌دهد که تاریخ اشکانیان را نباید فقط ادامهٔ تاریخ هخامنشیان یا صرفاً واکنشی به فرهنگ یونانی دانست. جامعهٔ اشکانی در طول قرن‌ها هویت سیاسی و فرهنگی خاص خود را شکل داد.

پادشاهان اشکانی در سده‌های اول تا سوم میلادی

تاریخ اشکانیان پر از رقابت‌های جانشینی، جنگ با روم و کشمکش میان شاه و خاندان‌های قدرتمند بود. برخلاف برخی دوره‌های تاریخی که فهرست شاهان تصویری روشن از ثبات حکومت به دست می‌دهد، در دورهٔ اشکانی گاهی چند مدعی هم‌زمان برای سلطنت رقابت می‌کردند و تاریخ دقیق برخی رویدادها نیز محل اختلاف است.

در آغاز قرن اول میلادی، فرهاد چهارم و سپس فرهاد پنجم و دیگر شاهان در دوره‌ای از رقابت‌های داخلی و روابط پیچیده با روم حکومت کردند. در سال‌های بعد، اردوان دوم و جانشینانش با مسئلهٔ نفوذ روم در ارمنستان و بین‌النهرین روبه‌رو شدند.

یکی از پادشاهان مهم این دوره، بلاش اول بود که معمولاً حکومت او را حدود سال‌های ۵۱ تا ۷۸ میلادی می‌دانند. در دوران او، مسئلهٔ ارمنستان به یکی از محورهای اصلی رقابت با روم تبدیل شد. ارمنستان از نظر جغرافیایی و نظامی اهمیت فراوانی داشت، زیرا میان قلمرو دو قدرت قرار گرفته بود.

در قرن دوم میلادی، بلاش چهارم با فشارهای نظامی روم روبه‌رو شد. امپراتور روم، تراژان، در سال‌های ۱۱۳ تا ۱۱۷ میلادی لشکرکشی بزرگی به شرق انجام داد و بخش‌هایی از ارمنستان و بین‌النهرین را تصرف کرد. او حتی به تیسفون، یکی از مراکز مهم سیاسی اشکانیان، رسید؛ اما این فتوحات پایدار نماندند.

پس از تراژان، هادریان بسیاری از دستاوردهای سرزمینی او در شرق را کنار گذاشت. این تصمیم نشان می‌داد که تصرف شهرها همیشه به معنای توانایی ادارهٔ دائمی آن‌ها نیست.

در قرن سوم میلادی، اردوان چهارم آخرین شاه مهم اشکانی بود. اردشیر، فرمانروای پارس، قدرت گرفت و در سال ۲۲۴ میلادی در نبرد هرمزدگان بر اردوان پیروز شد. با مرگ اردوان، حکومت اشکانی پایان یافت و ساسانیان به قدرت رسیدند.

اما پیش از رسیدن به آن نقطه، باید دید که چرا روم و ایران برای قرن‌ها بر سر سرزمین‌های غربی ایران رقابت می‌کردند.

اشکانیان و روم؛ دو قدرتی که نمی‌توانستند یکدیگر را نادیده بگیرند

در قرن اول میلادی، روم و اشکانیان هر دو مدعی نفوذ بر مناطق راهبردی خاورمیانه بودند. اما هدف آن‌ها فقط تصرف زمین نبود. کنترل مسیرهای تجاری، حمایت از فرمانروایان محلی و تسلط بر ارمنستان و بخش‌هایی از بین‌النهرین نیز اهمیت داشت.

رومیان از غرب به سوی شرق پیش می‌آمدند و اشکانیان تلاش می‌کردند نفوذ خود را در مناطق مرزی حفظ کنند. گاهی توافق‌های سیاسی موقت شکل می‌گرفت و گاهی اختلاف‌ها به جنگ می‌انجامید.

نبردی که غرور روم را شکست

در سال ۵۳ پیش از میلاد، یعنی پیش از دورهٔ اصلی این مقاله، کراسوس، فرمانده و سیاستمدار رومی، در نبرد حران یا کاره از نیروهای اشکانی شکست خورد. فرماندهٔ ایرانی این نبرد سورنا بود. سواره‌نظام اشکانی و کمانداران سوار، ارتش روم را در دشتی خشک و باز با مشکلات جدی روبه‌رو کردند.

این نبرد به یکی از مشهورترین شکست‌های نظامی روم در شرق تبدیل شد. برای رومیان، ماجرا فقط از دست دادن سربازان نبود؛ شکست نشان داد که ارتش روم، با تمام سازمان‌دهی و تجربه‌اش، در برابر تاکتیک‌های متفاوت دشمن آسیب‌پذیر است.

در قرن اول میلادی، رقابت بر سر ارمنستان ادامه یافت. این سرزمین به دلیل موقعیت جغرافیایی‌اش اهمیت زیادی داشت و هر دو قدرت می‌کوشیدند فرمانروایی نزدیک به خود را بر تخت آن بنشانند.

سرانجام، در دوران نرون، توافقی شکل گرفت که بر اساس آن تیرداد، شاهزادهٔ اشکانی، تاج ارمنستان را از امپراتور روم دریافت کرد. این راه‌حل به هر دو طرف امکان می‌داد ادعایی برای اعتبار سیاسی داشته باشند، بی‌آنکه لزوماً جنگی بی‌پایان ادامه پیدا کند.

تیسفون؛ شهری در قلب رقابت ایران و روم

در نزدیکی رود دجله، شهر تیسفون به یکی از مراکز مهم سیاسی اشکانیان تبدیل شد. این منطقه در کنار سلوکیه و دیگر شهرهای بین‌النهرین قرار داشت و به‌واسطهٔ رودها، کانال‌ها و راه‌های زمینی، جایگاه مهمی در ارتباطات تجاری و اداری داشت.

وقتی سپاه روم به بین‌النهرین حمله می‌کرد، رسیدن به تیسفون اهمیت نمادین و نظامی داشت. اما نگهداری طولانی‌مدت از این منطقه دشوار بود؛ فاصله از مراکز اصلی قدرت روم، شرایط جغرافیایی و مقاومت نیروهای محلی، ادارهٔ سرزمین‌های شرقی را پیچیده می‌کرد.

در قرن دوم میلادی، رومیان چند بار به بین‌النهرین یورش بردند و تیسفون را تصرف یا غارت کردند. با این حال، اشکانیان از میان نرفتند و پس از عقب‌نشینی رومیان بار دیگر بخش‌هایی از قلمرو خود را بازیافتند.

این کشمکش نشان می‌دهد که جنگ ایران و روم در این دوره، نه پیروزی دائمی یک طرف، بلکه رقابتی طولانی با تغییرات مکرر مرزها بود.

جاده ابریشم؛ راهی که جهان را به هم وصل کرد

در روزگاری که هیچ هواپیما، قطار یا کشتی بخار وجود نداشت، کالاها و خبرها چگونه از چین به مدیترانه می‌رسیدند؟ پاسخ در شبکه‌ای از راه‌های زمینی و دریایی نهفته است که امروز آن‌ها را با نام کلی جاده ابریشم می‌شناسیم.

جاده ابریشم یک جادهٔ واحد و مستقیم نبود. این نام به مجموعه‌ای از مسیرهای زمینی و دریایی اشاره دارد که شرق آسیا را از راه آسیای مرکزی، ایران، بین‌النهرین و دیگر مناطق به بازارهای غربی پیوند می‌دادند.

در این شبکه، بازرگانان معمولاً تمام مسیر را از ابتدا تا انتها طی نمی‌کردند. کالاها در شهرها و بازارهای میانی دست‌به‌دست می‌شدند و هر گروه از بازرگانان بخشی از مسیر را می‌پیمودند. به همین دلیل، شهرهایی که در تقاطع راه‌ها قرار داشتند، می‌توانستند از تجارت درآمد فراوانی به دست آورند.

ایران؛ پل میان شرق و غرب

قلمرو اشکانیان در موقعیتی قرار داشت که راه‌های بین‌النهرین را به فلات ایران و سپس به خراسان، آسیای مرکزی و مناطق شرقی پیوند می‌داد. راه‌هایی از نواحی بابل، سلوکیه و تیسفون به سوی مناطق غربی ایران، ری، قومس و خراسان ادامه می‌یافتند و از آنجا مسیرها به هرات، مرو، باختر و دیگر مناطق منشعب می‌شدند.

این مسیرها فقط برای انتقال کالا نبودند. بازرگانان، سفیران، سربازان، مسافران و پیروان ادیان نیز در همین شبکه‌ها حرکت می‌کردند. هر سفر می‌توانست حامل واژه‌ای تازه، داستانی ناشناخته، فنون تولید یا آیینی دینی باشد.

البته نباید تصور کرد که اشکانیان تمام تجارت جاده ابریشم را به‌طور انحصاری کنترل می‌کردند. شبکهٔ تجاری گسترده بود و شهرها، پادشاهی‌ها و گروه‌های مختلف در آن نقش داشتند. قدرت اشکانیان بیشتر از آنجا ناشی می‌شد که بخش‌های مهمی از مسیرهای میان شرق و غرب از سرزمین‌های تحت نفوذ آن‌ها عبور می‌کرد.

ابریشم چین در بازارهای غربی

ابریشم یکی از کالاهای ارزشمند تجارت دوربرد بود. در چین، تولید ابریشم سابقه‌ای طولانی داشت و این پارچه در بازارهای غربی نیز خواهان داشت. در جهان روم، ابریشم کالایی لوکس محسوب می‌شد و دسترسی به آن نشانه‌ای از ثروت و ارتباط با بازارهای دوردست بود.

اما مسیر این کالا پیچیده بود. ابریشم می‌توانست از چندین شهر و منطقه عبور کند و در هر مرحله با کالاهای دیگر مبادله شود. بنابراین، وقتی پارچه‌ای ابریشمی در رم فروخته می‌شد، لزوماً به این معنا نبود که بازرگانی رومی آن را مستقیماً از چین آورده است.

جاده ابریشم همچنین کالاهای دیگری را جابه‌جا می‌کرد: ادویه، سنگ‌های قیمتی، فلزات، شیشه، پارچه‌های مختلف و محصولات کشاورزی. این تجارت به شهرهای بین‌راهی رونق می‌بخشید و باعث می‌شد مردم سرزمین‌های دوردست، حتی بدون دیدار مستقیم، بر زندگی اقتصادی یکدیگر تأثیر بگذارند.

چین در قرن‌های اول تا سوم میلادی؛ امپراتوری هان و دنیای ابریشم

در شرق آسیا، دودمان هان از سال ۲۰۶ پیش از میلاد تا ۲۲۰ میلادی حکومت کرد. این دوره از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ چین به شمار می‌رود و با توسعهٔ دستگاه اداری، پیشرفت‌های فنی، گسترش کشاورزی و ارتباطات تجاری همراه بود.

در قرن اول میلادی، چین همچنان یکی از مراکز مهم تولید ابریشم و کالاهای لوکس بود. ارتباطات با آسیای مرکزی به جابه‌جایی کالاها و اطلاعات کمک می‌کرد، هرچند مسیرها همیشه امن نبودند و روابط سیاسی نیز فراز و فرود داشتند.

پس از دوره‌ای از قدرت‌گیری، دودمان هان در قرن دوم با بحران‌های درونی، رقابت‌های درباری و شورش‌ها روبه‌رو شد. شورش دستار زرد در سال ۱۸۴ میلادی یکی از رویدادهای مهم این دوره بود. سرانجام، در سال ۲۲۰ میلادی حکومت هان پایان یافت و چین وارد دوره‌ای از تقسیم و رقابت میان دولت‌های منطقه‌ای شد.

درست در زمانی که اشکانیان در غرب ایران با بحران جانشینی روبه‌رو می‌شدند، چین نیز با پایان دودمان هان وارد مرحله‌ای تازه می‌شد. این هم‌زمانی یادآور آن است که تاریخ جهان در مسیرهای متفاوت اما هم‌زمان پیش می‌رفت.

هند؛ سرزمین تجارت، آیین‌ها و پادشاهی‌های گوناگون

در هند، قرن‌های نخست میلادی دوره‌ای از تنوع سیاسی و فرهنگی بود. یک حکومت واحد بر تمام شبه‌قاره فرمان نمی‌راند؛ در مناطق مختلف، پادشاهی‌ها و دولت‌های گوناگون قدرت داشتند.

در شمال و شمال‌غرب هند، امپراتوری کوشان در حدود قرن اول میلادی قدرت گرفت و در قرن دوم به اوج خود رسید. قلمرو کوشان بخش‌هایی از آسیای مرکزی، افغانستان امروزی و شمال شبه‌قارهٔ هند را در بر می‌گرفت. این موقعیت به کوشان‌ها اجازه می‌داد در شبکه‌های تجاری میان هند، آسیای مرکزی و دیگر مناطق نقش مهمی داشته باشند.

در این دوره، بودیسم در بخش‌هایی از آسیای مرکزی و مسیرهای تجاری به گسترش خود ادامه داد. راهبان، بازرگانان و مسافران در انتقال اندیشه‌های دینی و هنری نقش داشتند. در هنر گندهارا، که در منطقه‌ای میان افغانستان و پاکستان امروزی قرار داشت، عناصر هنری یونانی و سنت‌های محلی در کنار نمادهای بودایی دیده می‌شوند.

در جنوب هند نیز تجارت دریایی با غرب اهمیت داشت. کشتی‌ها از بنادر هند به سوی خلیج فارس، دریای عرب و دریای سرخ حرکت می‌کردند. ادویه، پارچه و دیگر کالاها در این شبکه مبادله می‌شدند.

بنابراین، جاده ابریشم را نباید فقط راهی زمینی میان چین و اروپا دانست. مسیرهای دریایی اقیانوس هند نیز بخشی اساسی از شبکهٔ ارتباطی جهان باستان بودند و ایران، هند، شبه‌جزیرهٔ عربستان و شرق آفریقا را به هم پیوند می‌دادند.

آسیای مرکزی؛ جایی که کاروان‌ها و فرهنگ‌ها به هم می‌رسیدند

میان ایران و چین، سرزمین‌هایی قرار داشتند که امروزه بخش‌هایی از آسیای مرکزی و افغانستان را تشکیل می‌دهند. در این مناطق، شهرهای تجاری، جوامع کشاورز و گروه‌های کوچ‌رو در کنار هم زندگی می‌کردند.

سغد و باختر از مناطق مهم ارتباطی بودند. بازرگانان و جوامع شهری در این مناطق به شبکه‌های تجاری پیوند داشتند و در دوره‌های بعد، سغدیان به‌ویژه به‌عنوان بازرگانان فعال جاده ابریشم شناخته شدند.

در این منطقه، قدرت سیاسی دائماً تغییر می‌کرد. فرمانروایان محلی، دولت‌های بزرگ و گروه‌های کوچ‌رو بر مسیرها و شهرها تأثیر می‌گذاشتند. امنیت تجارت به توانایی بازرگانان برای عبور از مرزها و برقراری رابطه با قدرت‌های گوناگون وابسته بود.

این رفت‌وآمدها تنها کالاها را جابه‌جا نمی‌کردند. زبان‌ها، سبک‌های هنری، فناوری‌ها و باورهای دینی نیز در مسیرهای تجاری حرکت می‌کردند. از همین رو، آسیای مرکزی را می‌توان یکی از گذرگاه‌های مهم تبادل فرهنگی در جهان باستان دانست.

مسیحیت چگونه به وجود آمد و چگونه به شرق رسید؟

در قرن اول میلادی، در یهودیه، منطقه‌ای در شرق مدیترانه و تحت سلطهٔ روم، جنبشی دینی شکل گرفت که بعدها مسیحیت نامیده شد. پیروان عیسی ناصری باور داشتند که پیام او دربارهٔ نجات، رابطهٔ انسان با خدا و امید به آینده، معنایی تازه برای زندگی دینی دارد.

پس از مرگ عیسی، پیروانش پیام او را در شهرهای مختلف گسترش دادند. جوامع اولیهٔ مسیحی ابتدا در میان یهودیان و سپس در میان گروه‌های دیگری از جمعیت امپراتوری روم شکل گرفتند. شهرهایی مانند انطاکیه و ادسا در گسترش مسیحیت در شرق مدیترانه و مناطق پیرامونی اهمیت یافتند.

در آغاز، مسیحیت دین رسمی امپراتوری روم نبود. پیروان آن در شرایط متفاوتی زندگی می‌کردند و در برخی دوره‌ها با مخالفت و آزار روبه‌رو می‌شدند. با وجود این، سفرهای مبلغان، شبکه‌های شهری، پیوندهای خانوادگی و مسیرهای تجاری به گسترش آن کمک کردند.

اما مسیحیت چگونه به قلمرو ایران رسید؟

مسیحیت در ایران اشکانی؛ شواهد تاریخی چه می‌گویند؟

در دورهٔ اشکانی، ایران از نظر دینی و فرهنگی سرزمینی متنوع بود. سنت‌های ایرانی و آیین زرتشتی در بخش‌هایی از قلمرو حضور داشتند، اما جوامع یهودی، پیروان ادیان محلی و گروه‌هایی با میراث یونانی نیز در مناطق مختلف زندگی می‌کردند.

در چنین فضایی، مسیحیت نیز به‌تدریج به شرق راه یافت. ارتباطات میان شهرهای بین‌النهرین، جوامع یهودی پراکنده، رفت‌وآمد بازرگانان و پیوندهای میان مناطق تحت نفوذ روم و ایران، از مسیرهای احتمالی انتقال باورهای مسیحی بودند.

با این حال، دربارهٔ تاریخ دقیق ورود مسیحیت به ایران اشکانی اطلاعات قطعی و کاملی در دست نیست. روایت‌های متأخر، سفر برخی حواریون به شرق را نقل می‌کنند، اما نمی‌توان همهٔ این روایت‌ها را بدون بررسی تاریخی به‌عنوان واقعیت قطعی پذیرفت.

آنچه می‌توان با احتیاط گفت این است که در اواخر دورهٔ اشکانی، اجتماعات مسیحی در بخش‌هایی از بین‌النهرین و مناطق مرتبط با ایران حضور داشتند و مسیحیت در سده‌های بعد جایگاه گسترده‌تری پیدا کرد. دانشنامهٔ ایرانیکا نیز دربارهٔ شواهد محدود مسیحیت در ایران پیش از اسلام و احتمال شکل‌گیری اولیهٔ جوامع مسیحی در دورهٔ اشکانی بحث می‌کند.

این نکته اهمیت دارد: گسترش یک دین معمولاً با یک واقعه یا ورود یک شخص به پایان نمی‌رسد. مسیحیت در شرق، مانند بسیاری از باورهای دیگر، به‌تدریج از راه ارتباطات انسانی و شکل‌گیری اجتماعات محلی ریشه دواند.

دورا اروپوس؛ شهری در مرز جهان روم و ایران

یکی از مکان‌های مهم برای فهم ارتباطات فرهنگی این دوره، شهر دورا اروپوس در کنار رود فرات است. این شهر در منطقه‌ای قرار داشت که از نظر سیاسی و فرهنگی با جهان روم، بین‌النهرین و ایران ارتباط داشت.

دورا اروپوس در دوره‌های مختلف تحت کنترل قدرت‌های گوناگون قرار گرفت و آثار باستانی آن از هم‌زیستی سنت‌های دینی و فرهنگی مختلف خبر می‌دهند. در این شهر، آثار مرتبط با سنت‌های یونانی، رومی، محلی، یهودی و مسیحی یافت شده‌اند.

ساختمان مسیحی شناخته‌شدهٔ دورا اروپوس معمولاً به قرن سوم میلادی نسبت داده می‌شود و از کهن‌ترین شواهد معماری کلیسایی به شمار می‌رود. این یافته نشان می‌دهد که در آن زمان، مسیحیت در برخی شهرهای منطقه به اندازه‌ای سازمان‌یافته شده بود که اجتماعات آن فضاهای ویژه‌ای برای گردهمایی و عبادت داشتند.

اما باید میان محل کشف یک کلیسا و قلمرو سیاسی آن تفاوت گذاشت: دورا اروپوس در دورهٔ شناخته‌شدهٔ این بنای مسیحی، زیر کنترل روم بود، نه پایتخت اشکانیان. اهمیت آن در این است که نشان می‌دهد جوامع مسیحی در نزدیکی مرزهای ایران و روم و در محیطی چندفرهنگی شکل گرفته بودند.

آیا مسیحیت در دورهٔ اشکانی دین رسمی ایران شد؟

خیر. شواهدی در دست نیست که نشان دهد اشکانیان مسیحیت را دین رسمی امپراتوری خود کرده باشند. در آن دوره، مسیحیت هنوز دینی نوپا بود و اجتماعات آن در مقایسه با دوره‌های بعد گستردگی محدودتری داشتند.

دورهٔ اشکانی را باید مرحله‌ای از تماس‌های نخستین و شکل‌گیری اجتماعات مسیحی در بخش‌هایی از شرق دانست، نه دوران سلطهٔ مسیحیت بر ایران. در دورهٔ ساسانی نیز مسیحیان به زندگی در ایران ادامه دادند، اما روابط آنان با حکومت در دوره‌های مختلف تغییر کرد و گاه با فشارهای سیاسی و مذهبی روبه‌رو شدند.

به این ترتیب، تاریخ مسیحیت در ایران بخشی از تاریخ گسترده‌تر ارتباطات میان روم، بین‌النهرین و فلات ایران است؛ تاریخی که در آن مسیرهای تجارت و رفت‌وآمد انسان‌ها به انتقال اندیشه‌ها کمک می‌کردند.

آفریقا؛ از مصر و کارتاژ تا پادشاهی آکسوم

در شمال آفریقا، بخش‌هایی از سرزمین‌های امروزی مصر، تونس، الجزایر و لیبی در دوره‌هایی از این بازه در قلمرو روم قرار داشتند. مصر یکی از مهم‌ترین مناطق تأمین غلات برای شهر رم بود و اسکندریه به مرکز بزرگ تجارت، آموزش و فرهنگ تبدیل شده بود.

در غرب شمال آفریقا، کارتاژ که روزگاری رقیب بزرگ روم بود، پس از فتح رومیان دوباره به شهری مهم تبدیل شد. این شهر در تجارت و تولید محصولات کشاورزی نقش داشت و از جایگاه جغرافیایی خود در کنار مدیترانه بهره می‌برد.

اما تاریخ آفریقا به استان‌های رومی محدود نمی‌شد. در شاخ آفریقا، پادشاهی آکسوم در حدود سده‌های نخست میلادی رشد کرد و به قدرتی مهم در تجارت دریای سرخ تبدیل شد. موقعیت آن، ارتباط میان آفریقا، شبه‌جزیرهٔ عربستان و اقیانوس هند را آسان‌تر می‌کرد.

در قرن‌های بعد، آکسوم به یکی از نخستین حکومت‌هایی تبدیل شد که مسیحیت را در سطح سلطنتی پذیرفت. این تحول عمدتاً به قرن چهارم میلادی مربوط است و نباید آن را با گسترش اولیهٔ مسیحیت در قرن اول یا دورهٔ اشکانی یکی دانست.

اروپا؛ روم در اوج قدرت و آغاز تغییرات بزرگ

در قرن اول میلادی، امپراتوری روم از بخش بزرگی از سواحل مدیترانه و مناطق گسترده‌ای در اروپا، شمال آفریقا و غرب آسیا فرمان می‌راند. شهرها به وسیلهٔ جاده‌ها، بنادر و مسیرهای دریایی به یکدیگر متصل بودند و ارتش، مالیات و ادارهٔ استانی به حکومت کمک می‌کردند قلمرو خود را حفظ کند.

با این حال، زندگی در امپراتوری برای همه یکسان نبود. شهروندان رومی از برخی حقوق قانونی برخوردار بودند، اما برده‌ها از آزادی‌های پایه محروم بودند و مردم استان‌ها نیز بسته به زمان و جایگاهشان وضعیت‌های حقوقی متفاوتی داشتند.

در قرن دوم میلادی، روم به گسترهٔ سرزمینی بزرگی رسید. در دوران تراژان، قلمرو آن برای مدتی تا بخش‌هایی از بین‌النهرین پیش رفت. اما هزینهٔ نگهداری از سرزمین‌های دوردست و دشواری ادارهٔ آن‌ها باعث شد برخی فتوحات شرقی پایدار نمانند.

در قرن سوم میلادی، امپراتوری با بحران‌های سیاسی و نظامی روبه‌رو شد. فرماندهان برای قدرت رقابت می‌کردند، امپراتوران گاه در مدت کوتاهی برکنار می‌شدند و مرزها تحت فشار قرار می‌گرفتند. در همین زمان، ساسانیان در شرق ظهور کردند و رقابت ایران و روم وارد مرحله‌ای تازه شد.

آمریکای میانه؛ جهان‌هایی بیرون از جاده ابریشم

در حالی که اشکانیان، روم و چین از طریق شبکه‌های تجاری و سیاسی با مناطق پیرامونی خود در ارتباط بودند، در قارهٔ آمریکا تمدن‌هایی مستقل از این جهان شکل می‌گرفتند.

در آمریکای میانه، جوامع مایا در دوره‌های مختلف به ساخت شهرها، بناهای آیینی و نظام‌های پیچیدهٔ ثبت زمان پرداختند. شهرها و مراکز منطقه‌ای آن‌ها مسیرهای محلی تجارت و تبادل فرهنگی داشتند، اما ارتباط مستقیمی با امپراتوری روم یا اشکانیان نداشتند.

این مقایسه به ما یادآوری می‌کند که جهان باستان یک تاریخ واحد و متمرکز بر مدیترانه نبود. در هر قاره، مردم با محیط طبیعی، ساختارهای سیاسی و باورهای خود زندگی می‌کردند و مسیرهای تمدنی متفاوتی را می‌پیمودند.

چرا اشکانیان سقوط کردند؟

در سال‌های پایانی حکومت اشکانیان، رقابت میان خاندان‌های نیرومند و بحران جانشینی، قدرت مرکزی را آسیب‌پذیر کرده بود. در چنین شرایطی، اردشیر، فرمانروای پارس، توانست نیروی خود را گسترش دهد و علیه حکومت اشکانی قیام کند.

اردشیر از منطقهٔ پارس برخاسته بود؛ سرزمینی که خاطرهٔ شاهنشاهی هخامنشی در آن اهمیت نمادین داشت. او با بهره‌گیری از حمایت‌های سیاسی و نظامی، در سال ۲۲۴ میلادی در نبرد هرمزدگان بر اردوان چهارم پیروز شد. این نبرد پایان حکومت اشکانی و آغاز قدرت‌گیری ساسانیان بود.

اما تغییر دودمان به معنای پایان همهٔ سنت‌های اشکانی نبود. برخی ساختارهای اجتماعی، خاندان‌های نیرومند، شبکه‌های تجاری و شیوه‌های زندگی محلی ادامه یافتند. ساسانیان در عین آنکه نظام سیاسی تازه‌ای ساختند، از میراث ایران پیشین نیز تأثیر پذیرفتند.

از سوی دیگر، جهان پیرامون ایران نیز در حال تغییر بود. دودمان هان در چین در سال ۲۲۰ میلادی پایان یافته بود و روم در قرن سوم وارد دوره‌ای از بحران شد. در چنین جهانی، ظهور ساسانیان فقط رویدادی داخلی در ایران نبود؛ آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت قدرت‌های بزرگ اوراسیا بود.

آغاز عصر ساسانی؛ فصل تازه‌ای در تاریخ ایران و جهان

با روی کار آمدن اردشیر اول، ایران وارد دورهٔ ساسانی شد. ساسانیان ساختار حکومتی متمرکزتری نسبت به اشکانیان ایجاد کردند و به‌تدریج رقابت با روم را با نیروی تازه‌ای ادامه دادند.

در سال ۲۶۰ میلادی، شاپور اول، شاه ساسانی، امپراتور روم والرین را در جنگ به اسارت گرفت؛ رویدادی که در تاریخ روابط ایران و روم اهمیت ویژه‌ای دارد. این پیروزی نشان داد که ساسانیان نیز می‌توانند در برابر بزرگ‌ترین قدرت غربی پیروزی‌های چشمگیری به دست آورند.

در همین دوره، تحولات دینی نیز ادامه داشت. مسیحیت در بخش‌هایی از غرب آسیا حضور داشت و در کنار زرتشتیان، یهودیان و پیروان دیگر سنت‌ها زندگی می‌کرد. با گذشت زمان، حکومت ساسانی و جوامع مسیحی رابطه‌ای پیچیده پیدا کردند که گاهی با همزیستی و گاهی با فشار و محدودیت همراه بود.

از قرن اول تا سوم میلادی، جهان بارها تغییر کرد: جاده‌های تجاری کالاها را میان شرق و غرب جابه‌جا کردند؛ روم و ایران برای مرزها جنگیدند؛ دودمان هان در چین پایان یافت؛ جوامع مسیحی در شرق و غرب گسترش پیدا کردند و در ایران، اشکانیان جای خود را به ساسانیان دادند.

این دوره نشان می‌دهد که تاریخ تمدن‌ها را نمی‌توان فقط با نام شاهان و تاریخ جنگ‌ها روایت کرد. پشت هر نبرد، شهرها و خانواده‌ها قرار داشتند؛ پشت هر مسیر تجاری، مسافرانی بودند که از سرزمین‌های ناشناخته عبور می‌کردند؛ و پشت گسترش هر دین، انسان‌هایی قرار داشتند که باورهای خود را در جهان تازه‌ای از ارتباطات و تغییرات منتقل می‌کردند.


جدول زمانی ایران و جهان در قرون اول تا سوم میلادی

تاریخرویداداهمیت
۲۷ پیش از میلادآغاز دورهٔ امپراتوری رومآگوستوس قدرت اصلی روم را در دست گرفت
قرن اول میلادیگسترش شبکه‌های تجاری جاده ابریشمارتباط بیشتر میان شرق آسیا، ایران و مدیترانه
قرن اول میلادیشکل‌گیری و گسترش نخستین جوامع مسیحیآغاز گسترش مسیحیت از یهودیه به شهرهای دیگر
حدود ۵۱ تا ۷۸ میلادیحکومت بلاش اول اشکانیرقابت بر سر ارمنستان و روابط با روم
۶۶ تا ۷۳ میلادیجنگ اول یهود و رومشورش یهودیان و محاصرهٔ اورشلیم
۱۱۷ میلادیاوج گسترهٔ سرزمینی روم در دوران تراژانگسترش موقت قلمرو روم به سوی بین‌النهرین
قرن دوم میلادیقدرت‌گیری کوشان‌هاگسترش ارتباطات تجاری و فرهنگی در آسیای مرکزی و هند
۱۸۴ میلادیشورش دستار زرد در چینآغاز یکی از بحران‌های مهم پایان دورهٔ هان
۲۲۰ میلادیپایان دودمان هانآغاز دوره‌ای از تقسیم سیاسی در چین
۲۲۴ میلادیسقوط اشکانیان و ظهور ساسانیانتغییر دودمان در ایران
۲۶۰ میلادیاسارت والرین به دست شاپور اولیکی از رویدادهای مهم جنگ‌های ایران و روم
قرن سوم میلادیگسترش اجتماعات مسیحی در بخش‌هایی از شرقشکل‌گیری تدریجی جوامع مسیحی در مناطق مختلف

پرسش‌های متداول دربارهٔ اشکانیان، جاده ابریشم و مسیحیت

اشکانیان چه زمانی حکومت می‌کردند؟

اشکانیان حدود سال ۲۴۷ پیش از میلاد به قدرت رسیدند و تا سال ۲۲۴ میلادی حکومت کردند. در این مقاله، تمرکز بر سده‌های اول تا سوم میلادی و سال‌های پایانی حکومت آن‌هاست.

جاده ابریشم از ایران عبور می‌کرد؟

بله. بخشی از مسیرهای زمینی جاده ابریشم از بین‌النهرین، فلات ایران و مناطق شرقی ایران می‌گذشتند و به آسیای مرکزی و مسیرهای منتهی به چین متصل می‌شدند. با این حال، جاده ابریشم یک مسیر واحد نبود و راه‌های زمینی و دریایی متعددی را شامل می‌شد.

رابطهٔ اشکانیان و روم چگونه بود؟

رابطهٔ این دو قدرت ترکیبی از جنگ، رقابت سیاسی و توافق‌های موقت بود. ارمنستان و بین‌النهرین از مناطق مهم اختلاف به شمار می‌رفتند. هیچ‌یک از دو طرف نتوانست برای همیشه تمام قلمرو طرف دیگر را تصرف کند.

آیا مسیحیت در دورهٔ اشکانی وارد ایران شد؟

شواهد تاریخی نشان می‌دهند که مسیحیت در دورهٔ اشکانی یا در حدود پایان آن، در بخش‌هایی از مناطق مرتبط با ایران حضور پیدا کرده بود. با این حال، تاریخ دقیق ورود آن روشن نیست و برخی روایت‌های مربوط به سفر حواریون به شرق را نمی‌توان بدون بررسی تاریخی قطعی دانست.

آیا مسیحیت دین رسمی اشکانیان بود؟

خیر. شواهدی نداریم که نشان دهد مسیحیت دین رسمی حکومت اشکانی بوده است. در آن دوره، جوامع مسیحی در کنار سنت‌های دینی دیگر حضور داشتند و گسترش مسیحیت در ایران فرایندی تدریجی بود.

اشکانیان چگونه سقوط کردند؟

در سال ۲۲۴ میلادی، اردشیر از خاندان ساسانی در نبرد هرمزدگان بر اردوان چهارم پیروز شد. این رویداد به پایان حکومت اشکانی و آغاز دورهٔ ساسانی انجامید.

در قرن اول تا سوم میلادی در چین چه می‌گذشت؟

دودمان هان تا سال ۲۲۰ میلادی در چین حکومت می‌کرد. این دوره با توسعهٔ اداری و ارتباطات تجاری همراه بود، اما بحران‌های داخلی و شورش‌ها در نهایت به پایان دودمان هان و تقسیم سیاسی چین انجامید.


منابع پیشنهادی برای مطالعهٔ بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *