از شکوه بغداد تا ظهور قدرتهای تازه؛ داستان جهان در قرن هشتم تا دهم میلادی
سال ۷۵۰ میلادی است. در غرب آسیا، دودمانی تازه در حال به دست گرفتن قدرت است. پس از سالها کشمکش، امویان سقوط کردهاند و عباسیان خود را برای اداره قلمرویی گسترده آماده میکنند؛ قلمرویی که از بخشهایی از شمال آفریقا و خاورمیانه تا ایران و آسیای مرکزی امتداد دارد.
در همین زمان، در اروپا، پادشاهیهای تازهای بر میراث روم غربی حکومت میکنند. آن سوی قاره، در سرزمینهای سرد اسکاندیناوی، دریانوردانی زندگی میکنند که چند دهه بعد نامشان در داستانهای یورش، تجارت و سفرهای دوردست شنیده خواهد شد. در شرق آسیا، چینِ دودمان تانگ یکی از مهمترین مراکز قدرت و فرهنگ جهان است و در هند، حکومتهای منطقهای برای کنترل سرزمینهای حاصلخیز و مسیرهای تجاری رقابت میکنند.
جهان دیگر زیر فرمان چند امپراتوری باستانی واحد قرار ندارد. قدرت میان خلافتها، پادشاهیها، دودمانهای منطقهای و شبکههای تجاری تقسیم شده است.
در طول سه قرن آینده، شهرهایی چون بغداد، بخارا، قاهره، قسطنطنیه و چانگآن نقش مهمی در سیاست، تجارت و فرهنگ ایفا خواهند کرد. دانشمندان، بازرگانان، سربازان، راهبان و دریانوردان میان این مراکز رفتوآمد میکنند و جهان، با وجود جنگها و رقابتها، پیوندهای گستردهتری پیدا میکند.
این داستان تاریخ جهان در قرن هشتم تا دهم میلادی است؛ دورهای که در آن، قدرتهای قدیمی تغییر شکل دادند و حکومتهای تازهای مسیر تاریخ را عوض کردند.
قرن هشتم؛ عباسیان به قدرت میرسند
در نیمه نخست قرن هشتم میلادی، خلافت اموی از دمشق بر قلمرویی وسیع حکومت میکرد. اما اداره این سرزمین گسترده آسان نبود. اختلافهای سیاسی، رقابتهای خانوادگی و نارضایتی گروههای مختلف، پایههای حکومت را سست کرده بود.
در خراسان، جنبشی علیه امویان شکل گرفت که ابومسلم خراسانی در سازماندهی و پیروزی نظامی آن نقش مهمی داشت. نیروهای مخالف توانستند حمایت گروههای گوناگونی را جذب کنند و در سال ۷۵۰ میلادی، با شکست امویان، زمینه تأسیس خلافت عباسی را فراهم آورند.
عباسیان از نسل عباس، عموی پیامبر اسلام، بودند. آنها برای تثبیت حکومت تازه به حمایت نیروهای خراسان و دیگر گروههای مخالف امویان تکیه کردند. با این حال، پس از پیروزی، خودشان نیز با چالش حفظ قدرت و کنترل فرماندهان و مخالفان روبهرو شدند.
بغداد؛ شهری که مرکز یک جهان شد
در سال ۷۶۲ میلادی، منصور، خلیفه عباسی، ساخت بغداد را بهعنوان پایتخت تازه آغاز کرد. انتخاب این مکان اهمیت زیادی داشت. بغداد در نزدیکی دجله و در منطقهای قرار داشت که به مسیرهای تجاری ایران، بینالنهرین و دیگر بخشهای آسیا دسترسی داشت.
شهر بهتدریج به مرکز اداره حکومت، فعالیتهای تجاری و زندگی فرهنگی تبدیل شد. کاروانها کالاهای خود را به بازارهای آن میآوردند و مأموران، دانشمندان، کاتبان و صنعتگران در پایتخت گرد هم میآمدند.
در دهههای بعد، بهویژه در دوران هارونالرشید و مأمون، بغداد به یکی از مراکز برجسته دانش و فرهنگ تبدیل شد. ترجمه آثار علمی و فلسفی، فعالیت پزشکان و ریاضیدانان و حمایت برخی فرمانروایان از دانشپژوهی، به شکلگیری محیطی علمی کمک کرد.
البته این شکوفایی یکشبه رخ نداد و به بغداد هم محدود نبود. شهرهایی چون بصره، کوفه، حران، نیشابور و بخارا نیز در دورههای مختلف در علوم دینی، ادبیات، پزشکی و فلسفه نقش داشتند.
خلافت عباسی با وجود قدرت گستردهاش، سرزمینی یکدست و آرام نبود. شورشها، اختلافهای مذهبی، رقابتهای درباری و استقلالطلبی فرمانروایان محلی بارها اقتدار خلیفه را به چالش کشیدند. <Cite refs={[“turn353260search2″,”turn353260search4″,”turn353260search7”]}/>
ایران پس از اسلام؛ از حکومتهای محلی تا شکوفایی سامانیان
پس از فتح ایران به دست نیروهای مسلمان در قرن هفتم میلادی، جامعه ایران دگرگونیهای عمیقی را تجربه کرد. اسلام بهتدریج گسترش یافت، اما این فرایند در همه مناطق با سرعت یکسان پیش نرفت. زبانها، سنتهای فرهنگی و ساختارهای اجتماعی ایران نیز به شکلهای مختلف ادامه یافتند و با شرایط تازه سازگار شدند.
در قرن هشتم و نهم، فرمانروایان محلی در بخشهایی از ایران و آسیای مرکزی قدرت بیشتری پیدا کردند. برخی در ظاهر به خلافت عباسی وفادار بودند، اما در عمل اداره قلمرو خود را تا حد زیادی مستقل پیش میبردند.
طاهریان و صفاریان؛ قدرت از شرق برمیخیزد
در قرن نهم میلادی، طاهریان در خراسان به قدرت رسیدند و از نخستین خاندانهایی بودند که با وجود پذیرش رسمی اقتدار خلافت، اداره منطقهای مهم را در اختیار داشتند.
پس از آن، صفاریان از سیستان برخاستند. یعقوب لیث صفاری که از پیشینهای غیر اشرافی به قدرت رسیده بود، با تکیه بر نیروی نظامی قلمرو خود را گسترش داد و به یکی از چهرههای مهم تاریخ ایران پس از اسلام تبدیل شد.
قدرتگیری صفاریان نشان میداد که خلافت عباسی دیگر نمیتواند مانند گذشته، همه استانهای دوردست را مستقیماً کنترل کند. فرمانروایان محلی میتوانستند با تکیه بر سپاه، منابع منطقهای و حمایت گروههای مختلف، قدرت مستقلی به دست آورند.
سامانیان؛ بخارا و شکوفایی زبان فارسی
در قرن نهم و دهم میلادی، سامانیان در ماوراءالنهر و خراسان به یکی از مهمترین قدرتهای منطقه تبدیل شدند. بخارا مرکز برجسته حکومت آنان بود و در دوره سامانیان، حمایت از دانشمندان، نویسندگان و شاعران اهمیت یافت.
سامانیان در ظاهر اقتدار خلیفه عباسی را میپذیرفتند، اما در عمل از استقلال سیاسی گستردهای برخوردار بودند. آنها از شبکههای تجاری آسیای مرکزی بهره میبردند و بخارا و دیگر شهرهای قلمروشان به مراکز فرهنگی و اقتصادی مهمی تبدیل شدند. <Cite refs={[“turn353260search1″,”turn353260search6″,”turn353260search8”]}/>
در همین محیط، زبان فارسی نو جایگاه ادبی و فرهنگی بیشتری پیدا کرد. شعر و نثر فارسی بهتدریج به ابزاری مهم برای بیان تاریخ، اندیشه و فرهنگ تبدیل شدند. رودکی، که معمولاً از پیشگامان بزرگ شعر فارسی دانسته میشود، در فضای فرهنگی این دوره فعالیت داشت.
این تحول اهمیت زیادی داشت: پس از چند قرن دگرگونی سیاسی و فرهنگی، زبان فارسی نهتنها در زندگی روزمره باقی مانده بود، بلکه به زبانی مهم برای ادبیات و فرهنگ در بخشهایی از جهان اسلام تبدیل میشد.
بنابراین، تاریخ ایران در قرن هشتم تا دهم فقط داستان فرمانروایان و جنگها نیست؛ داستان بازسازی قدرت منطقهای و شکوفایی دوباره فرهنگ و زبان فارسی نیز هست.
اروپا؛ پادشاهیهای تازه و قدرت گرفتن فرانکها
در اروپای غربی، پس از سقوط امپراتوری روم غربی، پادشاهیهای گوناگون در سرزمینهای سابق روم شکل گرفته بودند. در قرن هشتم، فرانکها به یکی از قدرتهای برجسته این منطقه تبدیل شدند.
شارل مارتل، فرمانده فرانکی، در سال ۷۳۲ میلادی در نبردی نزدیک پواتیه با نیروهای مسلمان روبهرو شد. این نبرد بعدها در روایتهای اروپایی اهمیت زیادی پیدا کرد، هرچند نباید آن را بهتنهایی رویدادی دانست که سرنوشت تمام اروپا را تعیین کرد.
چند دهه بعد، شارلمانی، پادشاه فرانکها، قلمرو خود را گسترش داد. او در سال ۸۰۰ میلادی در رم از سوی پاپ بهعنوان امپراتور تاجگذاری کرد. این رویداد نمادی از پیوند نزدیکتر میان قدرت سیاسی فرانکها و کلیسای غربی بود.
قلمرو شارلمانی بخش بزرگی از اروپای غربی و مرکزی را در بر میگرفت، اما امپراتوری او پس از مرگش پایدار نماند. اختلاف میان وارثان و تقسیم قلمرو، زمینه شکلگیری واحدهای سیاسی تازه را فراهم کرد.
در قرن نهم و دهم، اروپا همچنان مجموعهای از پادشاهیها، حکومتهای محلی و مراکز مذهبی بود. کلیسا نقش مهمی در آموزش، نگهداری متون و زندگی اجتماعی داشت و صومعهها به مراکز مهم فرهنگی تبدیل شدند.
این دوره را نمیتوان صرفاً عصر تاریکی دانست. هرچند جنگها و بحرانها در بسیاری از مناطق وجود داشتند، تجارت، کشاورزی، فعالیتهای مذهبی و شکلگیری نهادهای سیاسی تازه نیز ادامه داشتند.
وایکینگها؛ دریانوردانی که به افقهای دور رفتند
در اواخر قرن هشتم میلادی، گروههایی از اسکاندیناوی سفرهای دریایی خود را به بخشهای دیگر اروپا گسترش دادند. در سال ۷۹۳ میلادی، حمله به صومعه لیندیسفارن در شمال انگلستان بهطور سنتی یکی از نشانههای آغاز عصر وایکینگها به شمار میرود.
وایکینگها فقط جنگجویانی مهاجم نبودند. آنها کشاورز، بازرگان، صنعتگر و دریانورد هم بودند. کشتیهایشان به آنها اجازه میداد از دریاها و رودخانهها عبور کنند، به مراکز تجاری برسند و در برخی مناطق سکونتگاههای تازهای ایجاد کنند.
در قرن نهم، حملات وایکینگها بخشهایی از جزایر بریتانیا، فرانکنشینها و سواحل اروپا را درگیر کرد. برخی گروهها در مناطق مورد حمله مستقر شدند و در طول زمان با جوامع محلی درآمیختند.
گروههایی دیگر به سمت شرق حرکت کردند و از مسیر رودخانهها به مراکز تجاری اروپای شرقی و سرزمینهای اسلاو رسیدند. ارتباط آنان با شبکههای تجاری دریای بالتیک و مسیرهای منتهی به دریای سیاه، آنها را به بخشی از ارتباطات گسترده اوراسیا تبدیل کرد.
در قرن دهم، برخی از این گروهها در سرزمینهایی که بعدها بخشی از فرانسه و روسیه امروزی شدند، حکومتها یا مراکز قدرت پایدارتری ایجاد کردند. در سال ۹۱۱ میلادی، توافقی میان فرمانروای فرانک غربی و رهبر وایکینگها، رولو، به شکلگیری پایگاهی نورماندی انجامید.
عصر وایکینگها نشان میدهد که در همین دورهای که بغداد و بخارا به مراکز مهم دانش و تجارت تبدیل میشدند، دریانوردان شمال اروپا نیز نقشه سیاسی و تجاری مناطق خود را تغییر میدادند. <Cite refs={[“turn353260search13″,”turn353260search2”]}/>
بیزانس؛ امپراتوری میان جنگ، دین و تجارت
امپراتوری بیزانس، همان امپراتوری روم شرقی، در قرن هشتم تا دهم میلادی همچنان یکی از قدرتهای مهم مدیترانه و خاورمیانه بود. قسطنطنیه با دیوارهای مستحکم، بندرها و موقعیت راهبردی خود، مرکز سیاسی و اقتصادی آن به شمار میرفت.
با این حال، بیزانس در قرن هشتم با بحرانهای داخلی و جنگهای خارجی روبهرو شد. اختلاف بر سر استفاده از شمایلهای مذهبی، که به مناقشه شمایلشکنی معروف است، جامعه و حکومت را برای دههها درگیر کرد. این اختلاف فقط درباره تصاویر مذهبی نبود؛ رابطه میان امپراتور، کلیسا، راهبان و مردم را نیز تحت تأثیر قرار میداد.
در مرزهای شرقی، جنگها با خلافتهای مسلمان ادامه داشت و کنترل مناطق مرزی بارها تغییر میکرد. در غرب نیز بیزانس با قدرتهای تازه اروپا و تحولات ایتالیا روبهرو بود.
اما در قرن نهم و دهم، امپراتوری توانست در برخی زمینهها قدرت خود را بازیابد. ارتش و دیوانسالاری سازمانیافته، درآمدهای دولتی و موقعیت تجاری قسطنطنیه به بقای آن کمک کردند.
بیزانس همچنین واسطهای مهم در تبادل فرهنگی میان مدیترانه، بالکان و مناطق پیرامونی بود. سنتهای یونانی و رومی در کنار مسیحیت شرقی ادامه یافتند و در تعامل با جوامع همسایه شکلهای تازهای پیدا کردند.
چین در عصر تانگ؛ شکوهی در شرق آسیا
در شرق آسیا، دودمان تانگ که از سال ۶۱۸ میلادی بر چین حکومت میکرد، در قرن هشتم همچنان یکی از قدرتهای بزرگ منطقه بود. پایتخت آن، چانگآن، شهری پرجمعیت و مرکز مهم تجارت، سیاست و فرهنگ به شمار میرفت.
بازرگانان و مسافران از مسیرهای زمینی آسیای مرکزی به چین میرسیدند و کالاها، باورها و فناوریها در این مسیرها جابهجا میشدند. بودیسم در چین جایگاه مهمی پیدا کرده بود و متون و آموزههای آن از راه سفر راهبان و ترجمه آثار مذهبی منتقل میشدند.
اما در سال ۷۵۵ میلادی، شورش آن لوشان امپراتوری را با بحرانی عظیم روبهرو کرد. شورش و جنگهای پس از آن به جمعیت، اقتصاد و اقتدار دولت آسیب زدند. دودمان تانگ از این بحران جان سالم به در برد، اما دیگر نتوانست قدرت مرکزی پیشین خود را بهطور کامل بازگرداند.
در قرن نهم، قدرت فرمانداران منطقهای افزایش یافت و شورشها و رقابتهای درونی ادامه پیدا کردند. سرانجام در سال ۹۰۷ میلادی، دودمان تانگ سقوط کرد و چین وارد دورهای از چندپارگی سیاسی شد که به «پنج دودمان و ده پادشاهی» معروف است.
با وجود این بحرانها، سنتهای ادبی، هنری و اداری چین از میان نرفتند. تاریخ چین در این دوره بار دیگر نشان داد که سقوط یک دودمان لزوماً به معنای پایان تمدن یا فرهنگ یک جامعه نیست.
هند؛ رقابت پادشاهیها و گسترش تجارت اقیانوس هند
در هند، پس از تضعیف امپراتوری گوپتا، حکومتهای منطقهای مختلفی قدرت گرفتند. در شمال، دودمانها و فرمانروایان محلی برای کنترل شهرها، زمینهای کشاورزی و مسیرهای تجاری رقابت میکردند. در جنوب نیز حکومتهایی مانند پالاواها و بعدها چولاها در تحولات سیاسی و فرهنگی نقش داشتند.
در قرن هشتم، در بخشهایی از شمال هند، رقابت میان قدرتهای بزرگ منطقهای شدت گرفت. یکی از مهمترین این رقابتها میان پالاها، گورجارا-پراتیهاراها و راشترکوتاها بود که بر سر کنترل مناطق راهبردی، از جمله کانوج، جریان داشت.
در جنوب هند، تجارت دریایی با جنوب شرق آسیا و دیگر مناطق اقیانوس هند اهمیت زیادی داشت. بازرگانان کالاهایی مانند ادویه، منسوجات و سنگهای قیمتی را جابهجا میکردند و بنادر به مراکز ارتباط میان فرهنگها تبدیل میشدند.
هند در این دوره تنها صحنه جنگ پادشاهان نبود. معابد، مراکز آموزشی، سنتهای فلسفی و ادبیات منطقهای به رشد خود ادامه دادند. تعامل میان سنتهای هندو، بودایی و جین نیز بخشی از تنوع فرهنگی شبهقاره بود.
آفریقا؛ تجارت، پادشاهیها و قدرتهای نوظهور
در قرن هشتم تا دهم میلادی، بخشهای مختلف آفریقا مسیرهای تاریخی متفاوتی داشتند. در شمال آفریقا، حکومتهای مسلمان در شبکه تجارت مدیترانه و صحرای بزرگ آفریقا نقش مهمی ایفا میکردند. در شرق آفریقا، شهرهای ساحلی بهتدریج با تجارت اقیانوس هند پیوندهای گستردهتری پیدا کردند.
در غرب آفریقا، تجارت طلا و کالاهای صحرایی به رشد مراکز سیاسی و اقتصادی کمک کرد. شکلگیری قدرت غنا در منطقهای که با بخشهایی از موریتانی و مالی امروزی مرتبط است، به شبکههای تجاری میان جنوب صحرا و شمال آفریقا وابسته بود. این حکومت بعدها در سدههای بعد به قدرت برجستهتری تبدیل شد.
کاروانها از مسیرهای صحرایی نمک، طلا و کالاهای دیگر را جابهجا میکردند. این تجارت نهتنها به ثروت فرمانروایان کمک میکرد، بلکه ارتباط جوامع شمال و جنوب صحرا را نیز تقویت میکرد.
در این دوران، آفریقا بخشی فعال از تاریخ جهان بود؛ نه منطقهای جدا از تحولات آسیا و اروپا. مسیرهای تجاری آن با مدیترانه و اقیانوس هند ارتباط داشتند و در سدههای بعد، همین پیوندها به شکلگیری قدرتهای تازه کمک کردند.
قرن دهم؛ خلافتها چندپاره میشوند و قدرتهای تازه سر برمیآورند
با ورود به قرن دهم میلادی، خلافت عباسی دیگر مانند گذشته بر تمام قلمرو خود کنترل مستقیم نداشت. فرمانروایان محلی در ایران، مصر، شمال آفریقا و دیگر مناطق قدرت بیشتری پیدا کرده بودند. خلیفه همچنان از جایگاه مذهبی و نمادین مهمی برخوردار بود، اما اقتدار سیاسی او در بسیاری از مناطق محدود شده بود. <Cite refs={[“turn353260search4″,”turn353260search10”]}/>
در ایران و آسیای مرکزی، سامانیان یکی از مهمترین قدرتهای منطقه بودند. در مصر و شمال آفریقا، حکومتهای تازه نیز در حال تثبیت موقعیت خود بودند.
فاطمیان؛ خلافتی تازه در شمال آفریقا
در سال ۹۰۹ میلادی، عبیدالله المهدی و پیروانش خلافت فاطمی را در شمال آفریقا تأسیس کردند. فاطمیان به شاخه اسماعیلی تشیع تعلق داشتند و خلافت آنان رقیبی برای عباسیان به شمار میرفت.
فاطمیان بعدها قلمرو خود را گسترش دادند و در سال ۹۶۹ میلادی مصر را فتح کردند. در ادامه، قاهره به مرکز حکومت آنان تبدیل شد و شهر به یکی از مراکز مهم سیاسی، تجاری و فرهنگی جهان اسلام بدل گشت.
ظهور فاطمیان نشان میداد که جهان اسلام در قرن دهم به مجموعهای از قدرتهای سیاسی تبدیل شده بود که هرکدام ادعای مشروعیت و نفوذ داشتند. این چندپارگی، با وجود رقابتها و جنگها، به شکلگیری مراکز فرهنگی و اقتصادی تازه نیز کمک کرد. <Cite refs={[“turn353260search0″,”turn353260search3”]}/>
پایان قرن دهم؛ جهانی چندمرکزی
در پایان قرن دهم میلادی، هیچ قدرت واحدی بر تمام جهان شناختهشده آن روزگار حکومت نمیکرد. عباسیان در بغداد، فاطمیان در شمال آفریقا و مصر، سامانیان در ایران شرقی و آسیای مرکزی، بیزانس در شرق مدیترانه و دودمانهای گوناگون در اروپا و آسیا هرکدام بخشی از این جهان پیچیده را شکل میدادند.
در اروپا، پادشاهیها و نهادهای مذهبی در حال تثبیت بودند. در چین، پس از سقوط تانگ، حکومتهای منطقهای قدرت داشتند. در هند، رقابت میان دودمانها ادامه داشت و در آفریقا، شبکههای تجاری به رشد مراکز تازه کمک میکردند.
شهرها همچنان محل برخورد جهانهای مختلف بودند. بازرگانان، مسافران و دانشمندان با خود کالاها و اندیشهها را جابهجا میکردند. در کنار جنگ و رقابت، همین ارتباطها بود که به انتقال دانش، فناوری و سنتهای فرهنگی کمک میکرد.
پایان یک داستان، آغاز جهانی تازه
اگر به سال ۷۵۰ میلادی بازگردیم، جهان را میبینیم که در آن عباسیان تازه به قدرت رسیدهاند، بغداد هنوز در حال شکلگیری است و پادشاهیهای اروپا و شرق آسیا هرکدام با چالشهای خود روبهرو هستند.
اما در پایان قرن دهم، نقشه قدرت دگرگون شده است. خلافت عباسی دیگر قدرت مطلق گذشته نیست؛ حکومتهای ایرانی در شرق جهان اسلام به جایگاهی مهم رسیدهاند؛ فاطمیان در شمال آفریقا و مصر قدرت گرفتهاند؛ وایکینگها در تجارت و سیاست اروپا نقش داشتهاند و چین پس از سقوط تانگ وارد مرحلهای تازه شده است.
این سه قرن نشان میدهند که تاریخ جهان تنها با ظهور و سقوط پادشاهان پیش نمیرود. تجارت، زبان، دین، مهاجرت و دانش نیز در ساختن جهان نقش دارند.
بغداد و بخارا با دانش و فرهنگ شناخته میشوند، قسطنطنیه با پایداری و موقعیت تجاری خود به حیات ادامه میدهد، شهرهای چین در شبکههای تجاری آسیا حضور دارند و دریانوردان شمال اروپا مسیرهای تازهای را میگشایند.
قرن هشتم تا دهم میلادی، داستان جهانی است که از چند مرکز قدرت اداره میشد؛ جهانی که در آن، میراث گذشته با فرهنگها و حکومتهای تازه درآمیخت و زمینه تحولات بزرگ سدههای بعد را فراهم کرد.
خط زمانی مهمترین رویدادهای قرن هشتم تا دهم میلادی
| سال میلادی | رویداد |
|---|---|
| ۷۳۲ | نبرد نزدیک پواتیه میان نیروهای فرانکی و مسلمان |
| ۷۵۰ | سقوط خلافت اموی و آغاز خلافت عباسی |
| ۷۶۲ | آغاز ساخت بغداد به فرمان منصور عباسی |
| ۷۹۳ | حمله به صومعه لیندیسفارن؛ رویدادی که بهطور سنتی آغاز عصر وایکینگها شمرده میشود |
| ۸۰۰ | تاجگذاری شارلمانی بهعنوان امپراتور در رم |
| ۸۶۱ | آغاز دورهای از تضعیف اقتدار مستقیم عباسیان پس از قتل متوکل |
| ۸۷۰ میلادی | گسترش قدرت صفاریان در بخشهایی از ایران شرقی |
| ۹۰۷ | سقوط دودمان تانگ در چین |
| ۹۰۹ | تأسیس خلافت فاطمی در شمال آفریقا |
| ۹۱۱ | توافقی که به استقرار وایکینگها در نورماندی کمک کرد |
| ۹۶۹ | فتح مصر به دست فاطمیان و آغاز نقش محوری قاهره در حکومت آنان |
| ۹۷۰ | آغاز فعالیت دانشگاه الازهر در قاهره، در دوران فاطمیان |
| ۹۹۹ | تصرف بخارا به دست قراخانیان و پایان عملی حکومت سامانیان در مرکز اصلی آنها |
پرسشهای متداول درباره تاریخ جهان در قرن هشتم تا دهم میلادی
در قرن هشتم تا دهم میلادی چه اتفاقات مهمی رخ داد؟
در این دوره، خلافت عباسی به قدرت رسید و بغداد به مرکز مهم سیاسی و علمی تبدیل شد. حکومتهای ایرانی مانند صفاریان و سامانیان قدرت گرفتند، وایکینگها به بخشهای مختلف اروپا سفر کردند، دودمان تانگ در چین سقوط کرد و فاطمیان در شمال آفریقا خلافتی رقیب برای عباسیان ایجاد کردند.
چرا بغداد در دوران عباسیان اهمیت زیادی داشت؟
بغداد در موقعیتی مناسب در کنار دجله و در مسیرهای تجاری مهم قرار داشت. این شهر به مرکز اداره خلافت، تجارت، ترجمه متون و فعالیتهای علمی و فرهنگی تبدیل شد؛ بهویژه در دورههایی از قرن هشتم و نهم میلادی.
سامانیان چه نقشی در تاریخ ایران داشتند؟
سامانیان در قرن نهم و دهم بر بخشهایی از ماوراءالنهر و خراسان حکومت کردند. بخارا در دوره آنان به مرکز مهم فرهنگی تبدیل شد و زبان فارسی نو در ادبیات و فرهنگ جایگاه برجستهتری پیدا کرد.
وایکینگها فقط جنگجو بودند؟
خیر. وایکینگها علاوه بر حملههای نظامی، کشاورز، بازرگان و دریانورد بودند. آنها مسیرهای تجاری را گسترش دادند، در برخی مناطق سکونتگاه ایجاد کردند و در تحولات سیاسی بخشهایی از اروپا نقش داشتند.
خلافت فاطمیان چه زمانی تأسیس شد؟
خلافت فاطمی در سال ۹۰۹ میلادی در شمال آفریقا تأسیس شد. فاطمیان در سال ۹۶۹ میلادی مصر را فتح کردند و قاهره به مرکز مهم حکومت آنها تبدیل شد.
وضعیت چین در قرن دهم میلادی چگونه بود؟
دودمان تانگ در سال ۹۰۷ میلادی سقوط کرد و چین وارد دورهای از چندپارگی سیاسی شد. با این حال، سنتهای فرهنگی، اداری و اقتصادی چین ادامه یافتند و زمینه برای اتحادهای سیاسی بعدی فراهم شد.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
- Encyclopaedia Iranica، خلافت عباسی: https://www.iranicaonline.org/articles/abbasid-caliphate/
- Encyclopaedia Iranica، تاریخ ایران در دوره اسلامی: https://www.iranicaonline.org/articles/iran-ii2-islamic-period-page-2/
- Encyclopaedia Iranica، تاریخ آسیای مرکزی در دوره اسلامی: https://www.iranicaonline.org/articles/central-asia-iv/
- Encyclopaedia Iranica، فاطمیان: https://www.iranicaonline.org/articles/fatimids/
- The Metropolitan Museum of Art، هنر دوره عباسی: https://www.metmuseum.org/essays/the-art-of-the-abbasid-period-750-1258
- Australian National Maritime Museum، وایکینگها و عصر وایکینگها: https://www.sea.museum/en/learn/resource/vikings
پیشنهاد لینکسازی داخلی برای تاریخ گشت
برای ایجاد ارتباط میان دورههای تاریخی، میتوانی این مقاله را به مطالب زیر متصل کنی:
- ظهور اسلام و تحولات جهان در قرن هفتم میلادی
- تاریخ ساسانیان و پایان شاهنشاهی ایران باستان
- تاریخ عباسیان و شکلگیری بغداد
- تاریخ صفاریان و یعقوب لیث
- سامانیان و شکوفایی زبان فارسی
- تاریخ وایکینگها و گسترش سفرهای دریایی
- تاریخ چین باستان و دودمان تانگ
- تاریخ فاطمیان و تأسیس قاهره
- جاده ابریشم و تجارت میان شرق و غرب
پیشنهاد تصویر شاخص: نقشه تاریخی جهان در حدود سال ۹۰۰ میلادی، با نمایش خلافت عباسی، امپراتوری بیزانس، قلمرو سامانیان، چین پس از تانگ، پادشاهیهای اروپایی و مسیرهای اصلی تجارت؛ با سبک نقشههای تاریخی تاریخ گشت و بدون متنهای اضافی روی تصویر.
دیدگاهتان را بنویسید